توسطmasoomi در 08-28-2012، 05:34 PM
سم شناسی کروم Cr
کروم عنصری است که غیر قابل حل در اسیدسولفوریک و اسید هیدرولیک رقیق می باشد. فلزی سخت شکننده، براق، خاکستری رنگ و در برابر زنگ زدن بسیار مقاوم است.
 TLV(STEL)=cr30.5mg/m3 TLV(STEL)=cr60.05mg/m3 
محلول در آب TLV(STEL)=cr6.01mg/m3 
غیر محلول PEL=1mg/m3
ویژگی ها:  Cr                          
 وزن اتمی: 52
 وزن مخصوص: 2.7
نقطه جوش: 1890 سانتی گراد
نقطه ذوب: 2482 سانتی گراد 
 
کروم در طبیعت: کروم به صورت خالص در طبیعت یافت نمی شود و فقط تنها سنگ مهم سنگ آهن کروم دار به نام کرومیت فرو(feocr2o3) است که به صورت گسترده در معادن سطحی زمین یافت می شود. تولید: فروکروم یا آلیاژکروم وآهن، معمولا به طریق احیاء سنگ معدن کروم به وسیله کربن در کوره الکتریکی به دست می آید. منبع اصلی تهیه ی کروم(cr2o3) با پودر آلومینیوم به روش حرارت دادن آلومینیوم با الکترولیز محلول های حاوی کروم می باشد. مصارف: مهمترین مورد استفاده مصرف کروم خالص برای آبکاری الکتریکی قطعات اتومبیل و وسایل الکتریکی است همچنین به مقدار زیاد در تهیه ی آلیاژ ها به کار می رود.
مخاطرات: کروم در حالت 2 و 3 ظرفیتی خطر کمی دارد ولی در حالت 6 ظرفیت محرک و خورنده است و از دستگاه گوارش، پوست جذب و از طریق استنشاقی و بر دستگاه تنفسی اثر گذاشته و در موارد بسیار ایجاد سرطان ریه می کند.
از عوارض ایجاد شده توسط کروم در مواجهه های شغلی می توان به 
1- زخم کروم 
2- التهاب پوستی 
3- آثار حاد(روی دستگاه تنفسی) 
4- زخم دیواره میانی بینی اشاره کرد
از دیگر آثار کروم پیدایش سرطان ریه در افرادی است که در کارخانه تولید دی کرومات در معدن کار می کنند امری شناخته شده است ولی هیچ روش برای تشخیص به جز مساله تماس شغلی با کرومات ها بروز سرطان در کارگران کارخانه های کرومات وجود ندارد.
تدابیر ایمن و بهداشتی:
1- طراحی مناسب فرآیند و تهویه کافی 
2- استفاده از روش های نظارت مرطوب 
3- استفاده از دستگاه های مکنده ها 
4- تعیین غلظت ترکیب های کروم در نقاط مختلف محیط کار در فواصل زمانی مختلف 
5- شست و شوی روزانه لباس کار 
6- استفاده از وسایل حفاظتی مثل دستکش، ماسک (ماسک هایی که قادر به جلوگیری از عبور 90% ذرات 5/0 میکرومتر باشند) 
7- استفاده از EDTA 8- چنانچه غلظت بالاتر از میزان توصیه شده باشد باید منشا تولید آن را کشف و تحت کنترل قرار دارد.
کلر Cl: در سال 1774 Carl Wilhelm scheele کلر را کشف کرد تصور کرد این عنصر حاوی اکسیژن است Humphry Davy در سال 1810 نام کلر را برای این ماده انتخاب کرد و گفت این ماده یک عنصر است کلر در طبیعت فقط به صورت ترکیب با سایر عناصر و عمدتا سدیم به شکل نمک طعام (Nacl) و در کارنالیت و سیلویت یافت می شود کلر عنصر شیمیایی با عدد اتمی 17 به نشان Cl می باشد و در جدول تناوبی در گروه هفتم قرار دارد بوی بد و خفه کننده دارد و بسیار سمی می باشد نوع خالص کلر به شکل گاز دو اتمی و سبز رنگ می باشد نام کلر بر گرفته از Chloros به معنی سبز است که اشاره به رنگ این گاز دارد کلر در تصفیه آب مواد گندزدا در سفید کننده و در تولید محصولات کاغذی مواد ضد عفونی کننده رنگ دانه ها لاستیک مصنوعی کلرانها- کلر فروم- تتراکلرید کربن- گازخردل وساخت طیف وسیع است از اقلام روز مره کاربرد دارد.
دو ایزومر پایدار کلر با جرم 35 و 37 وجود دارد در سطح تجاری کلر به وسیله الکترولیز کلرو سدیم به صورت آب نمک تولید می شود که سه نوع سلول برای فرایند الکترولیز به کار گرفته می شود سلول جیوه - سلول دیافراگم – سلول پوسته . الکترولیز سلول جیوه اولین روش در تولید کلر در مقیاس صنعتی بود اما مصرف انرژی آن زیاد است سلول دیافراگم از روش سلول جیوه کم تر انرژی مصرف می کند اما هیدروکسید سدیم را به سختی می توان جمع آوری و به ماده مفید تبدیل کرد در روش سلول پوسته تقریبا به اندازه سلول دیافراگم به صرفه بوده باز هم تولید هیدروکسید سدیم بسیار خالص می کند. کلر موجب تحریک دستگاه تنفسی مخصوصا در کودکان و کهنسالان می شود در حالت گاز باعث تورم غشای مخاطی شده و در حالت مایع موجب سوختگی پوست می شود مقدار 5/3 ppm آن لازم است تا به عنوان بوی متمایز شناخته شود و مقدار 1000 ppm آن کشنده است. در جنگ جهانی اول با توجه به این خاصیت کلر، کلر به عنوان گاز جنگی مورد استفاده قرار گرفت. مواجه با این گاز نباید از 5/0 ppm فراتر رود مواجهه شدید با مقدار زیاد کلر غلیظ (اما نه به مقدار کشنده) می تواند باعث ادم ریه،(آب آوردن) که وضعیتی بسیار ناگوار است تماس دائم با مقدار کم کلر ریه ها را ضعیف کرده و آسیب پذیری ریه ها را در برابر بیماری‌های دیگر افزایش می دهد کلر همراه با هیدروژن قابلیت اشتعال و انفجار پیدا می کند.
تدابیر ایمنی و بهداشتی: اولا باید غلظت کلر را در هوا پایین تر از حد مجاز نگه داشت ثانیا در کلیه فرایندهایی که از کلر استفاده می شود باید احتیاط های لازم پیش بینی شود تا از خطرهای احتمالی- بهداشتی پیشگیری به عمل آید برای بعضی از فرایندها اقدامات اضافی برای مقابله خطر آتش سوزی و انفجار باید در نظر گرفته شود.
بنزن C6H6 موارد مصرف: جهت تهیه شوینده ها، لاستیکها، نایلونها، رزینها و داروها استفاده می گردد. مشخصات فیزیکی – شیمیایی : مایعی است بدون رنگ با بوی معطر، نقطه جوش آن در فشار یک اتمسفر 80 درجه سانتیگراد بوده و در 5 درجه سانتیگراد منجمد می گردد. دانسیته آن در (20˚C /879) و به مقدار جزیی در آب محلول می باشد. 
تأثیر بر انسان: خطر عمده در اثر تنفس بخارات بنزن بوجود می آید. تنفس بخارات در مقادیر بالا باعث مسمومیت حاد شده و منجر به تهوع، سردرد و سرگیجه می¬گردد. درجه آتشگیری: قابلیت اشتعال بنزن مایع بالاست، نقطه اشتعال آن 11 درجه سانتیگراد و در 580 درجه سانتیگراد خودبخود آتش می گیرد. بخارات آن بصورت مخلوط بـا هوا قابل انفجار است. حـداقـل میزان قابل انفجار (3/1%LEL) و حـداکثر آن UEL (%7/1) می باشد. واکنشهای خطرناک:ندارد. نحوه تخلیه به اتمسفر و محیط: بخارات اضافی بنزن در واحدهای عملیاتی از طریق یک سیستم بسته جهت سوختن به مشعل یا کوره سوخت مواد زائد هدایت می شوند. در صورتی که فشار بخارات بنزن در داخل مخازن بالا رود از طریق PV همراه با ازت به اتمسفر تخلیه می شود. میزان مجاز انتشا: حداکثر میزان تماس مجاز (T.L.V) برای بنزن PPM 1 می باشد. مراقبتهای ویژه در زمان جابجائی و انبارش: از منابع حرارتی دور نگه داشته شود. از تماس با چشمها، پوست، لباس و نیز استنشاق بخارات آن جلوگیری شود. تجهیزات و لوازم حفاظت فردی: هنگام تماس با بنزن استفاده از لوازم و تجهیزات فردی شامل دستکش PVC، چکمه، پیش بند، عینک PVC (GOGGLES) ونقاب صورت (FACE SHIELD) الزامی است
در صورتی که غلظت بخارات بنزن بیش از میزان TLV باشد بایستی از دستگاه تنفسی هوای فشرده استفاده نمود. اطلاعات مورد نیاز در زمان نشت یا سرریز مواد: در صورت نشت و یا سرریز، حتی الامکان از مصرف آب بر روی بنزن خودداری شود. در صورت نیاز برای پیشگیری از جاری شدن آن از خاک، شن وماسه نرم استفاده شود. تأثیر تخلیه در سیستمهای فاضلاب: خاصیت سمی داشته و احتمال ایجاد انفجار در این سیستم را افزایش می دهد.
نحوه دورریز (نحوه از بین بردن): در صورت امکان جمع آوری، بازیافت و یا سوزانده شود. نحوه مقابله با آتش سوزی: در آتش سوزیهای کوچک از خاموش کننده های CO2 و یا پودر اطفاء حریق و در آتشسوزیهای بزرگ از کف جهت خاموش کردن آتش استفاده شود.
مشتقات بنزن فشار بالا و نقطه جوش پایین هستند که با افزایش وزن مولکولی افزایش می یابد. این حلال دارای دانسیته بخار بالا هستند. بیشتر این ترکیبات به عنوان مواد شیمیایی اولیه یا واسطه در ترکیبات دیگر بکار می روند. حلال های آلی همچنین در هزاران صنعت و شغل مثل تولید رنگ، رزین و مواد دارویی، چاپ، ریش و چسب ها و ساخت لاستیک و ... بکار می رود. ترکیبات اروناتیک معمول استفاده شده شامل تولوئن، بنزن، زایلن، استیرن، اتیل بنزن، مونوکلر و بزن و زایلن استفاده شده است.
نفتالین، اگرچه یک ترکیب اروماتیک است حلال نیست. چامدی کریستالی، سفید رنگ، دافع بید و با فراریت بالا می باشد. حلال های اروماتیک به آسانی از تصفیه نفت خام و زغال مشتق می شود. وقتی زغال در فقدان هوا گرم می شود به ترکیبات فراری شامل گاز زغال و قطران زغال شکسته می شود. باقیمانده این پروسه کک نامیده می شود. تقطیر قطر آن زغال منجر به تولید ترکیباتی مثل تولوئن، بنزن، زایلن، فنونل ها، کروزل، نفتالن می شود. ترکیبات اروماتیک همچنین می تواند توسط فرآیندهای کاتالیکی که در آن هیدروکربن های الیفاتیک در دماهای بالا برای دهیدروژنه کردن ترکیبات و شکل گیری ساختارها حلقوی هیدروکربن های اروماتیک بکار می رود ایجاد شوند.
سولفور (گوگرد) گوگرد یکی از عناصر شیمیایی جدول تناوبی است که نماد آن S و عدد اتمی آن 16 می‌باشد. گوگرد یک نافلز فراوان بی‌بو، بی‌مزه و چند ظرفیتی است که دارای اثر قلیایی بوده و بیشتر به شکل کریستال های زرد رنگ که در کانی‌های سولفید و سولفات بدست می‌آید شناخته شده است. گوگرد یک عنصر حیاتی و لازم برای تمامی موجودات زنده می باشد که مورد نیاز اسیدآمینه‌ها و پروتئین‌ها هم است. این عنصر به صورت اولیه در کودها استفاده می‌شود ولی بصورت گسترده تر در باروت، ملین ها، کبریت ها و حشره کش ها بکار گرفته می‌شود. نام گوگرد از واژه لاتین Sulphur گرفته شده است.
این عنصر تنها شبه فلزی است که از دیرباز به دلیل شکل طبیعی آن شناخته شده و آن را در زبان انگلیسی بریم استون (Brimstone) می نامیدند. بعلاوه گوگرد طبیعی را در گذشته کبریت می نامیدند. گوگرد سیزدهمین عنصر فراوان در پوسته زمین است که در حدود 0.052% پوسته زمین را می سازد. همچنین گوگرد عنصری غیرفلزی از گروه ششم جدول تناوبی است که از نظر شیمیایی بسیار فعال است. خصوصیات قابل توجه: ظاهر این نافلز به رنگ زرد کمرنگ می باشد که بسیار سبک و نرم است. این عنصر به هنگام ترکیب با هیدروژن بوی مشخصی دارد که مشابه بوی تخم مرغ فاسد شده می باشد. گوگرد با شعله آبی رنگ می سوزد و بوی عجیبی از خود ساتع می کند. گوگرد در آب حل شدنی نیست ولی در دی سولفیدکربن حل می شود. کاربردها این عنصر برای استفاده های صنعتی مانند تولید (H2SO4)اسیر سولفوریک برای باطریها، تولید باروت و حرارت دادن لاستیک تولید می شود.
گوگرد در فرایند تولید کودهای فسفاتی به عنوان ماده ضدقارچ عمل می کند. سولفاتها در کاغذهای شستشو و خشکبار نیز کاربرد دارند. همچنین گوگرد در ساخت کبریت و آتش بازی نیز بکار گرفته می شود. تیوسولفات آمونیوم یا سدیم به عنوان عامل ثابت کننده در عکاسی کاربرد دارد. سولفات منیزیم می تواند به عنوان ماده ضد خشکی و ملین که یک مکمل منیزیم گیاهی است به کار گرفته شود. نقش بیولوژیکی: آمینواسیدهای Cysteine, Methionine, Homocysteine و همچنین برخی از آنزیم ها حاوی گوگرد می باشند که در واقع گوگرد را به یک عنصر حیاتی برای سلول های زنده تبدیل کرده اند.
ترکیبات دی سولفیدی مابین polypeptide ها در ساختار پروتئینی بسیار مهم می باشند. برخی از گونه های باکتری ها هم از سولفید هیدروژن بجای آب در فرایند فتوسنتز خود استفاده می کنند. گوگرد توسط گیاهان بصورت ین سولفات از خاک جذب می شود و همچنین در حالت سولفید هگزافلوراید به صورت یک گاز گلخانه ای عمل می کند گوگرد یک قارچ کش و حشره کش و میکروب کش قوی است که در برخی از کارخانه جات صنعتی به عنوان حشره کش و قارچ کش و حتیمیکروب کش تولید می شود. بنابراین می تواند علاوه بر آفات حشرات و قارچ ها و میکروب های مفید را هم از بین ببرد. وجود 4/1 الی 7/1 میلی گرم گوگرد در هر لیتر از هوا به فاصله نیم ساعت الی یک ساعت کشنده است. گوگرد در مسمومیت های حاد سبب خفگی و کبود شدن انگشتان و لب ها می شود که در این حالت بیمار نمی تواند حرف بزند و در عمل بلع مشکل دارد اما مرگ آنی ناشی از گوگرد کمتر مشاهده شده است. بیشترین حجم آلودگی هوا از گوگرد و ترکیبات آن به طور مصنوعی حاصل از فعالیت انسان ها و با سوختن زغال سنگ و نفت و علی الخصوص نفت خام ایجاد می شود. تنفس گوگرد و پودرهای گوگردی آثار منفی تنفسی از جمله سرفه های شدید و تنگی نفس را به دنبال دارد. روند به طوری که کلاروند ورود پودرهای سولفاتی به صورت خشک به داخل ریه مکانیزم دفاعی ریه را برای دفع برخی از اجسام بزرگتر از کار می انازد و سبب این بیماری ها می شود.
گاز طبیعی هم حاوی مقداری گوگرد یا ترکیباتی از آن است که باعث خورندگی لوله های فلزی حاوی گاز شهری می شوند که خود یکی از مهم ترین مشکلات ناشی از وجود گوگرد در گاز طبیعی شهری است. همچنین نفت خام هم حاوی مقداری گوگرد است که وجود گوگرد در نفت خام باعث خاصیتی به نام ترش شدن نفت خام می شود.
گوگرد و نیتروژن موجود در اتمسفر با دی اکسید کربن واکنش می دهند و اسید سولفوریک و اسید نیتریک را بوجود می آورند که این دو ترکیب با رطوبت اتمسفر مخلوط شده و به صورت باران اسیدی به زمین باز می گردد و اثرات زیان باری روی 1: خاک 2: رنگ ساختمان ها 3: آب های سطحی و آبزیان 4: گیاهان و درختان 5: آثار تاریخی 6: پوست بدن (به صورت بیماری های پوستی) و 7: دستگاه تنفسی برجای می گذارد.
گوگرد از عناصر پرمقدار مصرفی روزانه در مقیاس گرم می باشد که غالبا به صورت املاح همراه با مواد غذایی وارد دستگاه گوارش می شود و پس از ورود به گردش خون و گذر از منافذ نسبتا گشاد مویرگی وارد آب بین سلولی می شوند و در مجاورت سلول ها قرار می گیرند. این مواد معدنی در آب بصورت یون درمی آیند. بدن انسان در حدود 0.4% گوگرد دارد. قسمتی از پروتئین ها، آمینواسیدها، مخمرها، هرمون ها، ویتامین ها و انسولین را تشکیل می دهد و برای ساخت بخش های زنده و ایجاد تحول در موجودات، خیلی مهم می باشد و بیش از همه جا در پروتئین های مو و شاخ حیوانات موجود می باشد. در بافت عصبی، غضروف، استخوان و زردآب وجود دارد. وقتی مقدار گوگرد در بدن کم شود استخوان ها شکننده می شود و مو می ریزد. گوگرد از اهمیتی ویژه در غذاها برخوردار است. نخود، عدس، جو صحرایی و تخم مرغ دارای مقادیری گوگرد می باشند. در گندم به علت کمبود گوگرد کاهش کیفیت جدی تر از کاهش عملکرد است. زیرا در اثر کمبود شدید گوگرد در غذا با کاهش جدی گوگرد در آمینواسید پروتیمیس مواجه می شویم. گوگرد در ساختمان سه اسیدآمینه شرکت می کند. (اتصال آمینه اسیدها به همدیگر باعث تشکیل پروتئین می شود) تقریبا 25% از وزن بدن از گوگرد تشکیل شده است. بیشترین غلظت این ماده در کراتین (که به موها، ناخن و پوست ما استحکام می دهد) موجود است. این ماده به نام «ماده معدنی زیبای طبیعی» خوانده می شود. زیرا بدن ما برای تهیه «گلاژن» (که باعث حالت ارتجاعی پوست و ظاهر جوانمان می شود) نیاز به گوگرد دارد.
ترکیبات: از ترکیبات مهم گوگردی اکسیدهای گوگردی هستند که در پالایشگاه ها تولید شده و از مهم ترین عوامل آلوده کننده هوا هستند. سایر ترکیبات گوگردی شامل گاز H2S که بسیار خطرناک و کشنده است، کربونیل سولفید و کربن دی سولفید که در واحدهای پالایشگاهی و تاسیسات جنبی آن ایجاد می شود هستند.
-1گاز سولفور دی اکسید که بیشتر در اثر سوخت های فسیلی مثل ذغال سنگ مصرفی نیروگاه های حرارتی و پالایشگاه ها از راه سوختن گازهای زاید مشعل اصلی در کارخانه های تولید اسیدسولفوریک و کود شیمیایی و همچنین توسط اتوموبیل ها تولید می شود. و یکی از آلوده کننده های عمده هوا است. این گاز در قسمت فوقانی دستگاه تنفسی جذب شده و باعث تورم، تحریک و ترشح مخاط می شود.
اگر غلظت گاز SO2 یک «پی پی ام» باشد سبب انقباض مجرای تنفسی می شود و در افراد آسمی یا دارای تنگی نفس حتی در غلظت های 5.0 تا 25.0 PPM باعث ناراحتی ریوی می گردد. در هوای مرطوب گاز SO2 به اسید سولفوریک تبدیل می شود و خطر سوزش آوری و تحریک کنندگی آن به مراتب افزایش می یابد. این گاز برای گیاهان نیز زیان آور است. و بنابراین حد مجاز آن برای گیاهان خیلی کمتر از انسان و جانوران است. گاز SO2 در غلظت 20PPM در محیط باعث سرفه و اشک چشم می گردد و در غلظت 30PPM جدای از اشک ریزی شدید چشم بوی آن بسیار ناخوشایند است. این گاز در غلظت های 100~200PPM در هوا سلامتی انسان را به خطر می اندازد. ولی در غلظت های 600~800PPM پس از چند دقیقه سبب مرگ می شود.
کاربردهای دی اکسید گوگرد: 1- دی اکسید گوگرد به عنوان ماده سردکننده مثلا به عنوان گاز یخچال ها در گذشته مورد استفاده قرار می گرفت. 2- به عنوان ضدعفونی کننده. 3- به عنوان رنگ بر در تکنولوژی مواد غذایی 4- در صنایع نساجی و کاغذسازی برای تهیه H2SO3 و H2SO3 و NaHSO3 2-ئیدروژن سولفوره: گازی است بسیار خطرناک با بوی تخم مرغ گندیده که همراه با گاز ترش و از راه چاه گوگردی به پالایشگاه وارد می شود و معمولا طی عملیات شیرین سازی و تفکیک از گاز ترش به واحد گوگرد سازی منتقل و در آنجا به گوگرد تبدیل می شود.
این گاز در غلظت کم باعث سردرد و تهوع و در غلظت 150PPM موجب ورم ملتحمه و سوزش غشاء بینی می شود. همچنین در غلظت 200PPM بوی آن به خوبی قابل تشخیص نیست. و باعث تحریک چشم و ریه می گردد. در غلظت 500PPM نیز چنانچه انسان برای 5 تا 30 دقیقه در معرض آن قرار گیرد اسهال و التهاب به وجود می آورد و تعادل فرد را مختل می سازد. این گاز به سرعت از میان حفره های غشاء ریه عبور می کند و وارد جریان خون می شود و به علت اشکالات تنفسی در غلظت 1000PPM سبب بیهوشی سریع می شود و در صورتی که خیلی سریع تنفس مصنوعی داده نشود، شخص می میرد. این گاز سنگین تر از هوا است و حد مجاز آن در محیط های پالایشگاهی و صنعتی 10PPM است. مانند گاز طبیعی قابلیت انفجار دارد ولی مرز پایین انفجار آن 3.4% حجمی در هوا است.
دی اکسید گوگرد تحت شرایط متعارفی گازی بی رنگ است ولی در هوا تولید بخارات سفید می کند که بوی زننده و خفه کننده ای دارد و محرک سرفه است که در اثر اکسیداسیون آن مواد گوگرد دار تولید می شود و در آب و در حلال های آبی قطبی الک ها، آمیدها و اترها و در بازها (آمین ها) قابل حل بوده و تشکیل نمک هایی می دهد که بر حسب دما جانشین پذیرند و منظور نمک های تشکیل شده باشد دی اکسید گوگرد خود یکی از عوامل اصلی تشکیل دهنده ی باران های اسیدی است و در بدن مسمومیت ایجاد می کند.
یونانیان قدیم در حدود 1000 سال پیش از میلاد مسیح برای ضدعفونی کردن خانه های خود از دی اکسید گوگرد حاصل از سوختن گوگرد جامد استفاده می کردند. غفظت زیاد این ماده در هوای شهرهای بزرگ که ناشی از سوخت خودروهاست نه تنها در تغذیه ی گیاهان ایجاد مشکل می کند بلکه باعث سوختگی گیاهان و مسمومیت در گیاهان نیز می شود. بنابراین اثرات سمی آن (به خصوص در گیاهان) به مراتب بیشتر از دی اکسید نیتروژن است همچنین از محرکترین مواد در تحریک سلول های مجاری تنفسی است.
دی اکسید گوگرد هم منشا طبیعی دارد و هم حاصل فعالیت های انسانی است (منشا مصنوعی دارد) این گاز در تروپوسفر به طور طبیعی برابر یکصدم تا دوصدم میلی گرم در هر متر مکعب هوا سات که با افزایش مصرف سوخت میزان آن بالا می رود. به طوری که در زمستان ها در کانون های شهری حتی به پنج دهم تا شش دهم میلی گرم در هر مترمکعب از هوا می رسد. معمولا 70 درصد از دی اکسیدگوگرد موجود در هوا بر اثر سوخت زغال در کارخانه های مولد برق تولید می شود.
این کارخانه ها در هر سال 100 میلیون تن از این گاز را وارد هوا می کنند. آتشفشان ها نیز منبع مهمی در تولید دی اکسید گوگرد به شمار می آیند به طوری که در اثر فعالیت های آتشفشانی سالانه در حدود 2 میلیون تن از این گاز وارد اتمسفر می شود. این گاز توسط موتورهای دیزلی و نیروگاه ها تولید می گردد. دی اکسید سولفور همراه دود عامل مرگ و میر بالا در موارد حاد آلودگی هوا، در شهرهای بزرگ و صنعت جهان است. اثر عمده این آلاینده ها بر ریه هاست. بدین ترتیب که راه های هوایی را تنگ می کند و تنفس را مشکل می سازد و یا تولید اسید به بافت های بینی، حلق حنجره و ریه آسیب می رساند. این عارضه در بیماران آسمی و کودکان آشکارتر است.
3- سولفید هیدروژن: گازی با سمیت بالا است که به عنوان یک قارچ کش قوی به کار می رود. سولفید هیدروژن به صورت غیریونی برای آبزیان و به خصوص ماهیان سمی است که همچنین آنرا می توان در برنج یافت.
4- گاز ئیدروژن سولفوره: گاز ئیدروژن سولفوره که به مقدار کم و به عنوان یک ماده سمی و ناخواسته همراه گاز ترش به پالایشگاه ها وارد می شود، طی یک عملیات خاص و با استفاده از آمین در واحدهای پالایش از گاز ترش جدا می گردد. وجود مقادیر جزیی در حد یک هزار «پی پی ام» از این گاز در محیط، سلامت انسان را تهدید می کند.
لذا نشتی آن حتی به میزان کم از ناحیه لوله های انتقال دهنده و یا ظروف عملیاتی که بیشتر در واحدهای گوگردسازی واقع شده می تواند خطرهایی را برای سلامتی کارکنان داشته باشد. برای رفع آثار سوء زیست محیطی گاز ئیدروژن سولفوره آن را پس از تفکیک از گاز ترش به واحدهای گوگردسازی انتقال می دهند و در آن جا طی یک دوره انجام واکنش های شیمیایی به گوگرد تبدیل می شود.
سپس گازهای باقیمانده وارد کوره ی زباله سوز شده تا در آن جا پس از اکسیده شدن به صورت گازهای کم خطر به محیط وارد شود.
5- سولفیت ها: سولفیت ها به وفور بعنوان آنتی اکسیدان و ضدمیکرب برای حفاظت غذاها و نوشابه ها بکار می روند. سولفور دی اکسید یک آلوده کننده هوا می باشد. آنزیم سولفیت اکسیداز که یک آنزیم وابسته به مولیبدیوم است سولفیت را به سولفات تبدیل نموده و از اثرات سمی سولفیت جلوگیری می کند. بعضی از مردم بطور ژنتیکی فاقد این آنزیم هستند. علاوه بر این رژیم های غذایی با مولیبدیوم کم می تواند آنزیم سولفیت اکسیداز را غیر فعال نماید.
مطالعات نشان داده که سیاناید از طریق مهار سیتوکروم اکسیداز و در نتیجه غیر فعال کردن سولفیت اکسیداز سمیت سولفیت را در سلول های ایزوله ی کبد افزایش می دهد. مهارکننده های سیتوکروم P-450 مثل متیراپون و پیپرونیل بوتوکساید اثرات حفاظتی بر علیه سمیت سولفیت دارند GSSG بلافاصله پس از افزودن سولفیت به هپاتوسیت ها در حضور یا عدم حضور سیاناید ناپدید گردید. GSH- نیز بطور کامل طی 2 ساعت انکوباسیون سلول ها با سولفیت ناپدید گردید. این پدیده بیانگو واکنش سولفیت یا متابولیت های رادیکالی آن با پیوندهای دی سولفیدی GSSG و پروتئین ها می باشد. افزایش در تیوتریتول که یک احیاء کننده تیول ها می باشد. حتی یک ساعت پس از افزودن سولفیت به سلول ها باعث برگشت GSH و جلوگیری از مرگ سلول گردید که بیانگر دخالت اکسیداتیو استرس در سمیت سولفیت می باشد. دفروکسامین و آنتی اکسیدان ها نیز اثر محافظتی داشتند که از نظریه ی دخاتل رادیکال های آزاد در مکانیسم سمیت سولفیت حمایت می نمایند.
6- دی سولفید کربن دی سولفید کربن مایعی است بی رنگ و روشن با بوی شیرین شبیه اتر است ولی محصول صنعتی آن بوی زننده ای دارد. موارد استفاده دی سولفید کربن متنوع بوده و می توان به برخی از مهمترین آن ها اشاره نمود: این ماده حلال مهم سلولز قلیایی، چربی ها، روغن ها، صمغ ها، موم ها می باشد. به علاوه در تولید ابریشم مصنوعی، در ساخت شیشه عینک و به عنوان حشره کش و در استخراج روغن مورد استفاده قرار می گیرد. این ماده در مرحله اول روی دستگاه اعصاب مرکزی و محیطی اثر می گذارد. در ابتدا سردرد و احساس ناخوشایند رخ می دهد سپس سرگیجه، کرخی اندام ها، نامنظم شدن تنفس و مرگ رخ می دهد. در مسمومیت مزمن، ضعف، خستگی، سردرد، آشفتگی خواب، اغلب همراه با خواب های ترسناک، کرخی اندام ها، از بین رفتن اشت ها و درد معده مشاهده می شود. تماس مزمن با این ماده باعث بالا رفتن چربی های خون می شود. این ماده از راه پوست هم جذب می شود. لیکن راه اصلی جذب آن تنفس است. بهترین و موثرترین اقدام پیشگیرانه به کار بردن حلال های دیگر به جای این ماده است ولی اگر مجبور به استفاده از آن هستیم می بایستی تهویه موضعی خوبی برقرار کنیم. کارگرانی که از ناراحتی های عصبی، کلیوی و کبدی داشته باشند باید هنگام کار با این ماده به خوبی از خطرات آن با اطلاع شوند.
7- سولفور آهن که به عنوان یک ماده آتش زا شناخته می شود، بیشتر در جداره فلزی ظروف پالایشگاهی و خطوط انتقال گازی تشکیل می شود که در معرض دائمی گازهای H2S همراه با گاز ترش قرار دارند. آزبست: تاریخچه: آزبست از جمله مواد خطرناکی است که هنوز هم در بسیاری از کشورها استفاده می شود. برای اولین بار یکی از شاگردان ارسطو بود که در کتاب خود به عنوان درباره سنگ ها به ماده ای بدون نامی که شبیه تئوفراستوس، چوب پوسیده اشاره کرد که در اختلال با نفت می سوزد، بدون آنکه آسیبی ببیند. در 300 سال قبل از میلاد بعدها این ماده آزبست نام گرفت.
در ساختمان آزبست پنبه کوهی یا پنبه نسوز عناصری مانند سلیس، منزیم و آهن وجود دارند. در طبیعت به رنگ سفید، قهوه ای و آبی به چشم می خورد. در سال 1820 یک دانشمند ایتالیایی برای اولین بار ضدآتش را با استفاده از الیاف آزبست تولید کرد. در اوایل قرن 20 یک مهندس اتریشی به نام لودویک هاچک از ترکیب الیاف این ماده با سیمان موفق به اختراع سیمان نسوز شود که با استقبال جهانی روبرو شد. آزبست يا پنبه كوهي: آزبست واژه‌اي است كلي كه براي تمام كانيهاي سيليكاته با خاصيت جدا شدن به صورت رشته هاي قابل انعطاف به كار مي رود. به علت داشتن ويژگيهاي نسوز بودن و قابليت انعطاف بصورت يك ماده صنعتي با ارزش در آمده است.
مهمترین محصولات آزبستی 1- سیمانی (لوله آزبست سیمانی و ناودانی و صفحات ایرانت. 2- جامه نسوز 3- کاغذ آزبستی (پوشش عایق ها و لوله های الکتریکی) 4- مواد مالشی و حرارتی (صفحه کلاچ – لنت ترمز – انواع واشرها) 5- ماده پرکننده (در آسفالت – رنگ شیمیایی – کاشی – پلاستیک) آزبست ها را مي توان به دو گروه عمده سرپانتين و آمفيبول تقسيم كرد. كريزوتيل كه يك هيدروسيليكات منيزيم با فرمول شيميايي Mg3Si2 O5 (OH)4 است.
نوعي آزبست سرپانتين و با ارزش ترين نوع مي باشد كه تمام آزبست هاي تجاري از آن مشتق مي گردند، رشته هاي محكم و ابريشمي كريزوتيل به آساني ريسيده شده و تا حرارت 275 درجه سانتيگراد را تحمل مي كنند گسترش آنها بيشتر در سرپانتين كه نوعي سنگ حاصل از تجزيه سنگهاي فوق قليايي نظير پريدوتيت تحت شرايط دگرگوني درجه پايين و متوسط مي باشد بنظر مي رسد. سرپانتين از تجزيه شدن اليوين توسط محلولهاي گرم حاصل از سرد شدن ماگما كه از نظر شيميايي نيز فعال هستند به وجود آمده باشد. كريزوتيلها رگه هايي از رشته ها را داخل سرپانتين ايجاد مي كنند كه ممكن است 20% سنگ را در بر گيرد. حداقل پنج نوع آزبست آمفيبولي شناخته شده اند. ولي كرسيدوليت كه يك آمفيبول آهن سديم دار با فرمول شيميايي Na2 ( Fe3+ )2 ( Fe2+ )3 Si8 O22 (OH)2 مي باشد.
معموليترين نوع آن و بيشتر به نام آزبست آبي يا پنبه كوهي آبي معروف است. كرسيدوليت كه رشته هاي ضخيم و طويلي است نسبت به كريزوتيل استحكام بيشتر و دوام كمتري دارد. همچنين مقاومت آن در برابر حرارت كمتر مي باشد. ساير انواع آزبست آمفيبولي كاربرد كمتري دارند و مهمترين كاربردشان در تهيه مواد عايق است. كرسيدوليت كه بيشتر در سنگهاي دگرگوني نظير اسليت و شيست يافت مي شود بنظر مي رسد از دگرگوني ساير كانيها تحت دما وفشار بالاي محيطي، حاصل از عمق تدفين به وجود مي آيد. عليرغم كاربرد گسترده آزبست، دفتر حفاظت از محيط فدرال (EPA) منعي تدريجي را براي توليدات جديد آزبستي قرار داد و اين ممنوعيت اعمال گرديد. زيرا برخي از فرمهاي آزبست چنانچه توسط استنشاق وارد ريه ها شوند مي توانند به آن آسيب رسانده و منجر به سرطان ريه شوند. كريزوتيل كه رشته هاي مجعدي هستند در ريه ها جاي گيري نمي كنند بعلاوه رشته هاي آن معمولا در بافتها محلول و ناپديد مي شوند. در مقابل كرسيدوليت كه رشته هاي نازك و صافي هستند به ريه ها وارد شده و آنجا باقي مي مانند. اين رشته ها به بافت ريه آسيب رسانده و در دراز مدت منجر به سرطان ريه مي گردد.
بنابراين آزبست هايي كه باعث سرطان ريه مي شود مربوط به كرسيدوليت هستند نه كريزوتيل. معادن آزبست در ایران غالبا در سنگ های افیولیت یافت شده معدن حاجات در جنوب بیرجند که مهمترین معدن محسوب می شود. آزبستوز شرح بیماری: آزبستوز عبارت است از التهاب ریه ها به لعت استنشاق ذرات آزبست. این یک اختلال مزمن است اما مسری نیست. آزبستوز ممکن است منجر به سرطان ریه شود (خطر بروز با سیگار کشیدن بسیار بیشتر می شود). مردان بالای 40 سالی که در معرض ذرات آزبست بوده اند با احتمال بیشتری دچار این بیماری می شوند.
آزبستوز شاید مهمترین بیماری ریوی ناشی از کار باشد. علایم شایع: علایم اولیه: تنگی نفس، سرفه ای که یا بدون خلط است یا خلط کمی دارد، احساس کسالت عمومی. علایم بعدی: نامنظمی خواب، بی اشتهایی، درد قفسه سینه، خشونت صدا، سرفه خونی، علایم نارسایی احتقانی قلب، آبی شدن ناخن ها. علل: مواجهه طولانی مدت با ذرات ریز آزبست به هنگام کار یا از منابع دیگر. قسمت محیطی ریه ها در اثر فیبرهای آزبست دچار آزردگی می شوند، که نهایتا التهاب، ضخیم شدگی و تشکیل بافت جوشگاهی در بافت ریوی (فیبروز ریوی) را به دنبال خواهد داشت. امکان دارد تا 20 سال از زمان مواجهه با آزبست بگذرد و سپس علایم بیماری ظاهر شوند.
عوامل افزایش دهنده خطر مشاغلی که در ارتباط با آزبست هستند، تغذیه نامناسب، سیگار کشیدن، سوء در مصرف الکل پیشگیری به هنگام قرار گرفتن در معرض آزبست، از ماسک حفاظتی مناسب یا هودی که با هوای آزاد ارتباط دارد استفاده کنید، اقدامات توصیه شده در رابطه با مهار غبارهای آزبست را به کار بندید، سیگار نکشید. یک برنامه منظم ورزشی داشته باشید تا سلامت قلبی – تنفسی شما حفظ شود. برای کارگرانی که در صنایع آزبست کار می کنند باید به طور منظم عکس برداری با اشعه ایکس انجام شود تا هرگونه سایه غیرطبیعی در ریه ها شناسایی شود. اگر در عکس مشکلی بود، فرد باید کار با آزبست را رها کند حتی اگر علامتی وجود نداشته باشد. عواقب مورد انتظار این بیماری در حال حاضر غیرقابل علاج است. اما علایم را می توان تخفیف داد یا تحت کنترل درآورد،
تحقیقات علمی درباره علل و درمان این بیماری ادامه دارد. بنابراین امید می رود درمان ها روز به روز موثری ابداع شوند و نهایتا بتوان این بیماری را معالجه نمود. عوارض احتمالی بیماری سل، نارسایی قلبی به علت بیماری ریوی، روی هم خوابیدن بافت ریوی، جمع شدن مایع در فضای جنب (اطراف ریه ها) درمان اصول کلی: سیگار کشیدن را متوقف کنید، در صورت بروز هرگونه عفونت تنفسی، حتی سرماخوردگی، به پزشک مراجعه کنید، اگر بیماری پیشرفته باشد، به فکر نقل مکان به یک جای گرم و خشک باشید، فیزیوتراپی تنفسی و یادگیری روش های آن روش های تخلیه نایژه ای را فرا گیرید و به کار بندید، از دستگاه بخور خنک برای نرم کردن ترشحات نایژه ای استفاده کنید تا این ترشحات راحت تر تخلیه شوند، واکسیناسیون آنفلوانزا و پنوموکک (ذات الریه) را به روز نگاه دارید، از افرادی که دچار عفونت هستند دوری کنید. داروها آنتی بیوتیک برای عفونت، گشادکننده نایژه (استنشاقی یا خوراکی) همراه با استنشاق درمانی برای باز کردن لوله های نایژه ای تا حداکثر ممکن برای رفع ناراحتی خفیف می توان از داروهایی مثل استامینوفن استفاده نمود، امکان دارد اکسیژن ضروری شود. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری در صورت وجود عفونت، در رختخواب استراحت کنید، پس از آغاز درمان، با رو به بهبود گذاشتن علایم فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های عادی خود را از سر گیرید، برای حفظ ظرفیت ریه باید ورزش منظم به هر شکلی که قابل تحمل باشد انجام داد. رژیم غذایی رژیم خاصی توصیه نمی شود.
فلوئور ( Fluorine ): فلوئور واکنش پذیرترین و الکترونگاتیویته ترین عنصر در بین تمام عناصر است. این عنصر به رنگ زرد کمرنگ و گاز خورنده با خاصیت واکنش پذیری با بیشتر مواد آلی و غیر آلی است. همه فلزات،شیشه، سرامیک، کربن و حتی آب در فلوئور با شعله روشن می سوزند. در پروژه های بمب اتمی و انرژی هسته ای این عنصر کاربرد دارد. اسیدهیدروفلوریک برای روشنایی چراغ ها و لامپ ها استفاده می شود.
فلوئور هیدروکربن های استفاده گسترده ای در تهویه هوا دارد. فلوئور قابلیت حلالیت در آب را دارد. از این عنصر در خمیردندانها برای پایداری و استحکام دندان استفاده می شود و همینطور برای دندانسازی نیز کاربرد دارد. از این عنصر برای مطالعه سوختهای هسته ای نیز استفاده می شود. عنصر فلوئور و یون آن بسیار سمی هستند. این عنصر به حالت آزاد در طبیعت وجود دارد دارای بوی بد و تیز است حتی با عیار پایین در طبیعت قابل کشف است. اثرات فلوئور بر سلامتي انسان: مقدار اندکي از فلوئور در آب، هوا، گياهان و جانوران وجود دارد. انسان از طريق غذا و آب آشاميدني و تنفس مي تواند فلوئور دريافت کند. چاي و پوسته صدفها داراي مقدار زيادي فلوئور ميباشد. فلوئور براي مقاوم شدن استخوانهاي بدن انسان يک عنصر اساسي محسوب مي شود. اگر فلوئور در خمير دندان به کار رود و دو بار در روز مصرف شود، مانع پوسيدگي دندان مي شود. جذب و مصرف بيش از اندازه فلوئور باعث پوسيدگي دندان، پوکي استخوان، مشکلاتي در کليه ها، سيستم عصبي و ماهيچه ها مي گردد. گاز فلوئور در صنعت توليد مي شود. اين گاز بسيار خطرناک است، به طوريکه در غلظتهاي بالا باعث مرگ مي شود. اگر غلظت گاز فلوئور پايين باشد، سبب آسيبهايي گوش و چشم مي گردد.
اثرات فلوئور بر محيط زيست: فلوئوربه طور طبيعي در پوسته زمين، جاييکه سنگها، زغالسنگ و خاک رس وجود دارد، پيدا مي شود. فلوئوريد هيدروژن از طريق فرآيند احتراق که در صنعت انجام مي شود، وارد هوا مي شود. سپس فلوئوريدهايي که وارد هوا شده اند، وارد زمين و آب مي گردند. وقتيکه فلوئور به ذرات بسيار ريز مي چسبد، براي مدت زمان طولاني مي تواند در هوا باقي بماند. زمانيکه فلوئور از هوا وارد آب مي شود، در رسوبات ته نشين مي گردد و زمانيکه فلوئور وارد خاک مي شود، فلوئور به ذرات خاک متصل مي شود. فلوئور در طبيعت از بين نميرود، بلکه از شکلي به شکل ديگر در مي آيد. فلوئوري که در خاک جمع شده است، وارد گياهان مي شود. ميزان فلوئوري که توسط گياه جذب مي شود به عواملي مانند نوع گياه، نوع خاک و مقدار و نوع فلوئوري که در خاک موجود است، بستگي دارد. در مورد گياهاني که به فلوئور حساس هستند، حتي غلظتهاي پايين فلوئور هم باعث کند شدن رشد گياه و آسيب به برگ آنان مي شود.
فلوئور به مقدار زياد جذب استخوان مي شود. در نتيجه، جانوراني که درصد بالاي فلوئور دريافت مي کنند، از بيماريهاي پوسيدگي دندان و از بين رفتن استخوان رنج مي برند. فلوئور زياد سبب کندي جذب غذا شده و از رشد بدن جانور جلوگيري به عمل مي آيد. در نهايت، فلوئور باعث مي شود که در هنگام تولد، نوزاد جانورکم وزن باشد. خواص فیزیکی و شیمیایی عنصر فلوئور : عدد اتمی:9 رنگ: زرد کم رنگ و به شدت تحریک کننده حالت استاندارد: گاز گرمای فروپاشی: 0.51Kj/mol گرمای تبخیر : Kj/mol 6.54 درجه اشتعال: در حالت گازی غیر قابل اشتعال اشکال دیگر: اکسید فلوئور OF2 هیدرید فلوئور HF تترا فلوئورید کلر ClF5 ، تری فلوئورید کلر ClF3 ، فلوئورید کلر ClF ، فلوئورید کلسیم و فلوئورید آلمونیوم منابع: کانی فلوریت کاربرد: درخنک کننده ها و CFC های دیگر کاربرد دارد. همچنین درساخت خمیر دندان ، فلوراید سدیم ، فلوراید قلع و تفلونها بکار می رود و فلوئورید سیدم در حشره کش ها کاربرد دارد. مخاطرات: ترکیبات فلوئور موجب انفجار و آتش سوزی می شود. فلوئور و تری فلوئورید کلر و of2 اکسیدکننده قوی هستند و در غلظت های بالا خورنده اند و استنشاق فلوئور و of2 باعث ورم ریوی خونریزی و صدمه به کلیه می شود. TWA(OSHA): یک دهم PPM یا دو دهم میلی گرم در مترمکعب می باشد.
سیلیس: اكسيد سيليسيم (SiO2) يا سيليس تركيبي شيميايي است كه به صورت خالص و يا به صورت تركيب در كاني هاي سيليكاته حدوداً 60 درصد پوسته جامد زمين را تشكيل مي دهد. كاني هاي سيليكاته در مجموع 90 درصد پوسته زمين را تشكيل مي دهند. سيليس خالص، بي رنگ تا سفيدرنگ است و با ترکيب SiO2 فراوان ترين ماده موجود در پوسته زمين است .نام سيليس براي کليه کاني هايي به کار برده مي شود که داراي SiO2 مي باشند. حتي اگر از نقطه نظر بهبودی شرايط فيزيکي و شرايط زمين شناسي با هم متفاوت باشند. ماسه سنگ و ماسه سيليسي كوارتز و كوارتزيت، بلور كريستال، سيليس مصنوعي و سيليكون شيميايي، سنگ چماق و دياتوميت از منابع اصلي سيليس هستند. سیلیس در طبیعت بصورت بلوری (کوارتز – کریستوبالیت و تریدیمیت) نهان بلوری (کلسدونی یا سنگ یمانی) و غیر متبلور (اوپال) موجود است. وزن مخصوص و نقطه ذوب آن به شکل تبلور بستگی دارد. موارد استفاده از سیلیس در ساخت شیشه ها سرامیک سازی آجرهای نسوز مصالح ساختمانی و سنگ چخماق.
مخاطرات استنشاق غبار سیلیس معلق در هوا سبب بروز سیلیکوز که یکی از مهمترین اشکال پنوموکونیوز می باشد می شود. هر قدر تراکم غبار در هوا بیشتر و مدت تماس طولانیتر باشد خطر ابتلا به سیلیکوز بیشتر است. این گرد و غبارها در ایجاد بیماری سیلیکوزی نیز نقش دارند. عوامل موثر در ایجاد سیلیکوز: 1- اندازه ذرات: ذراتی که اندازه آن ها بین 0.5 تا 5 میکرون باشد. 2- درجه تراکم ذرات در هوای تنفسی 3- حساسیت فردی 4- مدت زمان فرضیه بیماری زایی سیلیس: فرضیه ایمونولوزیکی که قابل قبول ترین نظریه در مورد ایجاد فیبروز ریوی در نتیجه استنشاق ذرات سیلیس می باشد. براساس این فرضیه ذرات سیلیس با پروتئین های ترکیب گریده سبب پیدایش آنتی زن مخصوص می گردند. ضمن اینکه میزان گاما گلوبین موجود در خون بیماران مبتلا به سیلیکوز بالا می باشد. علایم بالینی سیلیکوز: یک بیماری با شروع تدریجی و سیر تکاملی آهسته می باشدکه بندرت به صورت حاد دیده می شود. که سیر تکاملی آن بیش از 4 ماه نمی باشد.
شامل سه مرحله است: 1- مرحله سبک: این مرحله در کسانی است که به مدت طولانی در اثر تماس با ماده بوده اند ایجاد می شود و همرا با علایم تنگی نفس و سرفه های خفیف همراه با خلط است. 2- مرحله دو یا متوسط: تنگی نفس و سرفه دو علامت بارز بوده و قدرت انبساط قفسه سینه کاهش یافته و قدرت کارایی شخص کاهش می یابد. 3- مرحله سه یا شدشد: تنگسی نفس منجر به عدم توانایی کامل شخص می گردد و در ضمن در نتیجه فیبروز ریوی هیپرتروفی بطن راست و ناتوانی قلب بوجود می آید.
پیشگیری از سیلیکوزیس: ممانعت از آلودگی هوای محیط کار به گرد و غبار سلیس – جانشینی مواد مضر – کاهش و یا کنترل گردو غبار استفاده از لوازم حفاظت فردی و اقدامات پزشکی.
درمان سیلیکوزیس: با استفاده از پوشش ذرات سیلیس با اکسید آهن و استفاده از پودر آلومینیم. سیانید: سیانید سمی می باشد که انواع مختلف دارد و از آن در تهیه الیاف مصنوعی پلاستیک ها و بیشتر به وسیله آکریلونیتریل برای از بین بردن جوندگان و حشرات – آبکاری برق و در تهیه املاح سیانید و نیتریت ها به کار می رود. مخاطرات نسبی ترکیبات از سمیت بالای برخی ترکیبات قابل حل سیانید تا سیانات های مختلطی که یا اصولا سمی نیستند و یا اینکه مسمومیت ضعیف دارند متفاوت است. تیو سیانات ها که زمانی مصرف داروئی داشتند در گروه نسبتا بی ضرر قرار دارند.
انواع سیانید 1-سیانید سدیم 2- سیانید پتاسیم 3- سیانید کلسیم 4- فری سیانید پتاسیم 5- فرو سیانید پتاسیم که حداکثر مجاز اغلب آنها 5 میلی گرم در متر مکعب می باشد. از سیانید پتاسیم در آیکاری- سخت کردن فولاد- استخراج طلا و نقره از سنگ معدن- تهیه نیتریل ها و دود دادن درختان میوه- کشتی ها- واگن های راه آهن- انبارها و غیره استفاده می شود. از سیانید کلسیم در دود دادن- تهیه مواد کشنده جوندگان- ساخت فولاد زنگ نزن و ثبوت سیمان استفاده می شود. از فری سیانید پتاسیم در عکاسی- آب دادن و آبکاری و در تولید مواد رنگی استفاده می شود.
همچنین از فرو سیانید پتاسیم در آب دادن فولاد- گراور سازی- تهیه مواد رنگی و رنگ کاری به عنوان یک معرف شیمیایی استفاده می شود. مخاطرات تماس زیاد با این ماده ممکن است موجب خفگی و مرگ شود و این امر نتیجه تماس با غلظت های زیاد یا از راه تنفس و یا از راه جذب پوست است. بررسی های انجام شده روی کارگران صنعت آبکاری نشان داده است که درماتیتها در این صنعت مشکل به وجود آورده اند.
همچنین موارد خارش- جوش های قرمز رنگ- تحریک شدید بینی منجر به گرفتگی سوراخ های بینی- خون دماغ-ترشحات زیاد و در بعضی موارد سوراخ شدن تیغه میانی بینی دیده شده است. مسمومیت ضعیف سیانید علت عمده نشانه های کمبود اکسیژن- سردرد- ازدیادضربان قلب و تهوع می باشد که این علایم همگی پس از قطع تماس کاملا بر طرف می شوند. بارزترین علایم مسمومیت ضعف سیستم حرکتی بازوان و ساق ها- سردرد و بیماری های غده تیروئید می باشند. یون سیانید و ترکیبات قابل حل سیانید به راحتی از راه های مختلف تنفس- گوارش و همینطور پوست جذب می گردند.
ویژگی سمی سیانید مربوط به از کار انداختن آنزیم هایی است که برای تنفس سلولی لازم می باشند. با وجود اینکه سیانید می تواند 42 واکنش آنزیمی را به وسیله ترکیب با یون فلزات سنگین متوقف سازد ولی خطرناک ترین عمل آن از کار انداختن سیتو کروم اکسیداز است که به واسطه واکنش بین یون فریک و یون سیانید مانع مصرف اکسیژن مولکولی به وسیله سلول می شود که این عمل منجر به خفگی می گردد. تدابیر ایمنی توجه دقیق به تهویه مناسب ضروری است. در صورتی که احتمال مسمومیت از راه پوست وجود دارد باید از لباس محافظ استفاده نمود. علایم هشدار دهنده باید در مناطقی که سیانید مصرف می شود همچنین بر روی ظرف حمل و نقل سیانید نصب گردد که شامل کمک های اولیه می باشد. درمان به دلیل اینکه سیانید موجب خفگی می شود لذا اولین کار در درمان مسمومیت حاد در صورتی که بیمار نفس نکشد تنفس مصنوعی است.
اقدام بعدی درمان با نیتریت ها می باشد که شامل گرفتن آمپول نیتریت آمیل جلوی بینی فرد مسموم است که این کار در مسمومیت های خفیف موثر است. در موارد شدیدتر تزریق وریدی ضرورت پیدا می کند که ابتدا 3/0 گرم نیترات سدیم و سپس 25 گرم تیو سولفات سدیم در ورید تزریق می شود. اگر علایم عود کنند یا برنگردند باید نیم ساعت بعد نیترات سدیم و تیو سولفات سدیم را مجددا به میزان نصف مقدار تزریق شده اولیه تزریق گردد.
توسطmasoomi در 08-28-2012، 05:26 PM
سرب(Pb) یک فلز با رنگ‌های آبی کم‌رنگ، نقره‌ای و خاکستری است که وقتی به تازگی برش خورده باشد جلا دار و براق است. فشار تبخیر حدود صفر میلی‌متر جیوه دارد. سرب با نیتریک اسید داغ و سولفوریک اسید و هیدروکلریک اسید جوشان، واکنش می‌دهد، اما با آب، شیر، اسید هیدوفلوئیک، آب شور و حلال‌ها واکنش نمی‌دهد. چهار ایزوتوپ طبیعی سرب و 17 ایزوتوپ مصنوعی برای سرب وجود دارد. در پوسته زمین، سرب اساساً به صورت سولفید سرب معدنی (گلنا) یافت می‌شود ولی می‌تواند از سنگ‌های معدنی دیگری مثل آنگلیست با روش خالص‌سازی استخراج شود.
افراد جامعه نیز ممکن است در اثر افزودن تترا اتیل سرب به گازوئیل‌ها به سرب آلوده شوند. Sherlock در 1987 گزارش کرد که کمی آلودگی فلزی در بیشتر غذاها و نوشیدنی، نظیر الکل وجود دارد، هر چند این موضوع به منطقه جغرافیایی و عادت غذایی بستگی دارد. مصرف معمول نوشیدنی‌های الکلی می‌تواند، سطح خونی سرب را در جمعیت عادی در معرض سرب بالا ببرد.
تاریخچه: سرب در همان اوایل ایجاد تمدن مورد استفاده انسان قرار گرفت و اثرات آن خیلی زود کشف شدند. پزشکان یونانی، روسی و عرب می‌دانستند که خوردن سرب باعث کولیک می‌شود. استفاده وسیع از سرب در وسایل آشپزی و دیگر ابزار خانگی باعث مشهورترین همه‌گیری مسمومیت با سرب شده است.
منبع اصلی وضعیت در انگلستان به دلیل شراب‌های سیب آلوده بود. و در اسپانیا بسیاری از موارد مسمومیت در اثر استفاده از وسایل آشپزی بود. مشاهداتی در سال 1217 وجود دارد که وجود یک رابطه علّت و معمولی را بین مسمومیت با سرب و بیماری تأیید کرده است.
علی‌رغم وجود علوم قدیمی در مورد مسمومیت با سرب، بینش‌های جدید در مورد مکانیسم و طبیعت مسمومیت با سرب در کتاب‌های جدید دیده می‌شود. در سال‌های اخیر نگرانی‌های خاصی در مورد وجود سرب در هوا، آب و خاک از طریق گازوئیل و همچنین منابع طبیعی کنترل نشده، به وجود آمده است. آگاهی عمومی از وجود سرب در رنگ و بتونه‌های خانه‌های قدیمی و برخی از خانه‌های جدید، در آلودگی‌های خیابانی و خاکی می‌توان مسئول یک سربی واکنش‌های خشمگینانه در پی آلودگی‌های کودکان با سرب باشد. علاوه بر این‌ها، مسمومیت شغلی با سرب به عنوان یک معضل در ایالات متحده و مناطق دیگر کماکان وجود دارد. در کنار بحث بیماریهای شغلی، در این فصل به بحث در مورد خطرات سرب در جامعه نیز پرداخته می‌شود.
سرب(Pb): وزن اتمی 21.207- نقطه ذوب 327 درجه سانتی‌گراد. نقطه جوش 1620 درجه سانتی‌گراد.
اثرات زیان‌آور- قولنج روده- ناراحتی‌های معدی روده‌ای- کم خونی- ضعف و اثرات زیان‌آور و مخرب روی سلسله اعصاب.
حدود تأثیر- از کارافتادگی و معلول شدن.
حداکثر تراکم مجاز. سرب و ترکیبات معدنی آن (Lead and inorganic compounds as Pb (2019
الف- در هوا- سولفور سرب و کرومات سرب، 05.0 میلی‌گرم در مترمکعب (1986)
سایر ترکیبات معدنی سرب 15.0 میلی‌گرم در متر مکعب
تترا اتیل سرب 1.0 میلی‌گرم در متر مکعب
ب- در ادرار- سرب معدنی 15.0 میلی‌گرم در لیتر (200- میکروگرم).
تترا اتیل سرب 10.0 میلی‌گرم در لیتر (150- میکروگرم).
ج- در خون سرب معدنی 05.0 میلی‌گرم در هر صد گرم خون تام (50 میکروم گرم)
جستجو و ارزش یابی: تجزیه ادرار- تجزیه خون- تجزیه هوا – اندازه‌گیری کوپروپورفیرین و آزمایشات پزشکی.
سرب در طبیعت- سنگ‌های معادن سرب در امریکا- انگلستان- آلمان- مکزیک- اسپانیا و امریکای جنوبی و بسیاری مناطق دیگر یافت می‌شود.
مهم‌ترین سنگ معدن سرب که مقدار بیشتی از این فلز را دارا می‌باشد «گالنا» - می‌باشد که سولفور سرب است و سهم اعظم سرب تجارتی از آن استخراج می‌گردد. همچنین سرب به صورت «سروزیت»(کربنات) - «آنگلزیت» (سولفات)- «کروکوایزیت» (کرومات) - «وولفنیت» (مولیبدات) - «پیرومورفیت» (فسفات) - «ماتلوکیت» (کلرور) و «وانادیت» یا وانادات سرب یافت می‌گردد.
این عنصر در گیاهان و خاک به مقادیر بسیار کم یافت می‌شود و در اثر فیکساسیون با خاک رس به صورت املاح نامحلول درمی‌آید در صورتی که در خاک های که خیلی اسید باشند حلالیت آن زیاد شده و در این حال برای گیاهان سیمت خواهد داشت (به استثنای آنکه مقدار آن بسیار- بسیار کم باشد).
خواص- سرب فلزی است خاکستری مایل به آبی و موقعی که بریده و قطع شود در سطح مقطع دارای جلای درخشان فلزی است.
در هوای مرطوب روی آن قشری که شاید اکسید باشد و به کربنات بازیک تبدیل می‌شود تشکیل خواهد شد. سرب آن سختی را ندارد که در اثر چکش به صورت ورقه درآمده و یا به شکل سیم نازک تبدیل گردد و لیکن می‌توان آن را در اثر فشار به لوله تبدیل نموده و یا به صورت ورقه‌های پیچیده بدل نمود. سرب به خوبی و آسانی در اسیدنیتریک حل می‌شود و نیز تا حدودی در اسیدهای آلی مانند اسیدسیتریک و اسیدهای موجود در اغذیه قابل حل شدن است. همچنین سرب به‌ واسطه وجود کربناتهای سنگ‌های آهکی و گچ عمل فوق را متوقف نموده و تولید قشر در داخل لوله‌های سربی می‌نماید که از اثر عوامل مذکوره فوق جلوگیری خواهد نمود.
مصارف صنعتی ترکیبات معدنی سرب و سرب فلزی:
- در ساخت لوله‌ها- مخزن‌های آب- پوشش سقف و تهیه سیم‌های سرب‌دار.
- در صنایع شیمیائی برای اتاق‌های سربی تهیه اسیدسولفوریک- و منابع تبخیر و غیره.
- در ساخت گلوله‌های سرب و حروف چاپ و غیره.
- در باطری‌سازی و صفحات اکومولاتور.
- در تهیه آلیاژهای مختلف همراه با آنتی موآن – قلع- مس و غیره.
- در رنگ‌سازی – تیه ورنی و انواع جلا ولعبها به صورت لیتارژ (مردار سنگ) (سرب سفید و سرب قرمز) و کرومات – سولفات و تیتانات سرب.
- در بلورسازی (کریستال‌ها) و لعاب‌های شیشه‌ای به صورت سرب و یا سیلیکات سرب و پتاسیم.
- در صنایع کوزه‌گری – سرامیک‌سازی- کاشی‌سازی (به صورت لعاب‌ها و سکلس کاری در خمیره‌های شیشه) در این‌گونه صنایع دیگر مسمومیت های چندانی دیده نمی‌شود و لیکن در ایتالیا در بعضی از کارخانجات که موزائیکهای لعاب‌دار می‌ساختند و مقدار سرب موجود در خمیر لعاب‌ها بین 10 – 40% و قابلیت حل آنها نیز زیاد بوده است مواردی از مسمومیت پیش آمد نموده که کارگران روانه – بیمارستان شده‌اند و عوارض مسمومیت با سرب آشکار گردیده است.
- در ساخت لاستیکهای حاوی لیتارژ.
- در ساخت حشره‌کشها خصوصاً به صورت ارسنیات سرب.
- در صنایع کوزه‌گری – سرامیک‌سازی- کاشی‌سازی (به صورت لعاب‌ها و سکلس کاری در خمیره‌های شیشه) در این‌گونه صنایع دیگر مسمومیت های چندانی دیده نمی‌شود و لیکن در ایتالیا در بعضی از کارخانجات که موزائیکهای لعاب‌دار می‌ساختند و مقدار سرب موجود در خمیر لعاب‌ها بین 10 – 40% و قابلیت حل آنها نیز زیاد بوده است مواردی از مسمومیت پیش آمد نموده که کارگران روانه – بیمارستان شده‌اند و عوارض مسمومیت با سرب آشکار گردیده است.
- در ساخت لاستیکهای حاوی لیتارژ.
- در ساخت حشره‌کشها خصوصاً به صورت ارسنیات سرب.
بطور خلاصه برخی فرمول املاح صنعتی سرب و مصارف آنها بشرح زیر است:
فلز سرب که به صورت آلیاژ با آنتی موآن – قلع و مس همراه است.
لیتارژ كه در ساخت باطری‌های خشک مصرف دارد.
كلروب سرب – اغلب در موقع استعمال «فلوكس» یا ماده گدازنده در اثر حرارت دادن سرب ایجاد می‌شود.
آلیاژ معمولی حاوی سرب عبارت‌اند از:
لحیم که آلیاژی از سرب و قلع است و مقدار سرب آن 50 تا 80% است.
تایپ متال که از سرب – قلع و آنتی مو آن تشکیل شده و دارای 60 تا 90% سرب است.
یاتاقان كه آلیاژی از مس – سرب و روی دارای 15- 20% سرب است.
آلیاژ از مس – قلع – سرب و روی دارای 5% سرب بنام 85-three 5 bronze 
املاح محلول سرب مانند استات سرب در صورتی که به مقدار زیاد و از راه خوراکی وارد بدن شوند سمیت خواهند داشت و از ترکیبات نامحلول مانند سولفات سرب سمی‌تر خواهند بود. همچنین مسمومیت مزمن با گرد و غبار سولفات سرب، کربنات سرب و سرب فلزی بیش از استات، کلرور ولیتارژ است و ثابت شده است که حتی کرومات و سولفور سرب مراتب از املاح محلول سرب کمتر سمی است.
عمده خطرات احتمالی سرب از سرب گداخته و مذاب و آلیاژهای مربوط به آن است که در اثر ایجاد گرد و غبار اکسید دو پلمپ حاصل می‌گردد و در سطح فلز ذوب شده تشکیل می‌شود و در اثر جابجا کردن – ریختن در ظروف و قالب‌ها و غیره مقداری دود فلزی سرب و همچنین گرد و غبار آن ایجاد می‌شود که ممکن است ایجاد مسمومیت نماید. عملیات صنعتی که در آن‌ها سرب وارد می‌شود تعدادشان زیاد و بیش از سی نوع مختلف می‌باشد و مهم‌ترین آنها که ایجاد خطرات عمده می‌نمایند عبارتند از
1- مصرف سرب مذاب به صورت اسپری 2- مصرف رنگ‌های سربی به صورت اسپری
3- سائیدن و نرم کردن سرب 4- ریخته‌گری آهن و یا فولادهای حاوی سرب و غیره
5- مخلوط کردن و به هم زدن پودرهای سرب 6- تهیه خمیر سرب برای صفحات باطری
7- برش جوش فولاد رنگ شده با سرب و ترکیبات آن 8- گداختن و قالب‌گزاری سرب.
9- بالاخره سوزانیدن سرب.
همچنین در ذوب، نرم کردن و سائیدن بعضی از آلیاژهای سربی – باطری‌سازی- تهیه سیم‌های سری و کلیشه‌سازی خطرات آلودگی و در معرض این فلز قرار گرفتن وجود دارد و لیکن در لحیم‌کاری- ریخته‌گری- نقاشی با قلم و – آب دادن فولاد خطرات چندان زیادی نیست.
اکنون به علت جذب سرب از رنگ‌هایی که در محله‌ای مسکونی مصرف می‌شود مسمومیت نقاشان کمتر شده است ولی مصرف سرنج یا سرب قرمز در آهن‌های ساختمانی باعث «پلمبیسم» یا مسمومیت با سرب می‌گردد خاصه آنکه اگر آهن‌های رنگ‌شده را بریده و یا جوشکاری کنند.
بعلاوه در کار کردن با رنگهای سبز و یا زرد که حاوی کرومات سرب هستند و همچنین ساختن شیشه‌های حاوی سرب و تهیه چراغ‌های نئون خطراتی وجود دارد. بعلاوه در مصرف سموم دفع آفات حاوی ارسنیات سرب گاهی مسمومیت‌هایی دیده شده است.
تابلو خواص فیزیکی سرب و ترکیبات عمده آلیاژهای آن در صفحات آینده داده شده است.
علائم و آثار مسمومیت با سرب: به‌طور کلی علائم مسمومیت با سرب در هفت نوع می‌توان تقسیم‌بندی نمود.
- زیاد شدن مقدار دفع سرب از ادرار.
- ازدیاد نامحسوس مقدار سرب خون.
- زیاد شدن مقدار کوپروپورفیرین ادرار.
- ظهور عوارض معدی روده‌ای از قبیل – قولنج روده – یپوست- حال تهوع.
- ظهور تغییراتی در خون از قبیل پیدا شدن سلولهای منقوط و کم‌خونی.
- ضعف و پیدایش علائم مخصوص و سستی در مچ دست و قوزک پا.
- عوارض مغزی «آنسفالوپاتی» از قبیل سردرد – توهمات و فکر و خیال بیهوده – اغماء و بالاخره مرگ.
- مرحله آخر نزد افراد بالغ به ندرت دیده می‌شود مگر افرادی که به مقداری ترکیبات آلی سرب مانند تترااتیل سرب جذب بدنشان شده باشد ولی بیشتر در اطفال که به نحوی با سرب مسموم شده باشند (از جویدن رنگهای حاوی سرب و غیره) دیده می‌شود.
- در مواردی که مسمومیت از طریق استنشاقی باشد می‌توان هوای کارگاه را مورد تجزیه قرار داد به‌شرطی که وضع آن از لحاظ آلودگی ثابت باشد و در مواردی که کارگران از وسایل استحفاظی مانند ماسک و غیره استفاده می‌کنند بهتر است از مواد بیولوژی مانند خون و ادرار – تجزیه را به عمل آورد.
اندازه‌گیری کوپروپورفیرین در ادرار مکمل اندازه‌گیری سرب در خون یا ادرار است. اگر مقدار سرب ادرار بالا باشد و کوپروپورفیرین در حد طبیعی و معمول، دلیل بر آن است که شخص اخیراً در معرض خطر سرب قرار گرفته و یا آنکه نمونه آلودگی داشته است و برعکس نیز اگر مقدار کوپروپورفیرین بالا باشد (بیش از یک میلی‌گرم در هر لیتر ادرار) و وجود سرب در ادرار و خون بیش از اندازه معمولی دال بر وضع خطرناک شخص است که باید مورد توجه قرار گیرد.
هر چند که ازدیاد مقدار کوپروپورفیرین ممکن است علل دیگری غیر از مسمومیت سرب داشته باشد ولیکن این‌گونه موارد کمتر دیده شده و فقط کارگرانی که اعتیاد به خوردن مشروب به حد زیادی دارند مقدار کوپروپورفیرین آنها بالا است.
اگر شخصی با تترااتیل سرب کار کند وجود سرب در ادرار شاخص ارزنده‌تری از وجود سرب در خون می‌باشد و به‌هرحال تا کنون به خوبی ثابت نشده است که ازدیاد مقدار کوپروپورفیرین در ادرار نشانه شروع مسمومیت با تترا اتیل سرب می‌باشد.
اکنون به علت بهبود مراقبت‌های پزشکی و ایجاد طرق بهتر به‌منظور کنترل دود و گرد و غبار سرب، بندرت پارالیزی-عوارض روحی و ایجاد خطوط آبی رنگ، روی لثه‌ها دیده می‌شود و وجود این علائم معمولاً نشانه پیشرفت سریع مسمومیت است.
عوارض روحی و روانی مانند «لتارژی»- بی حالی- کودنی و ضعف حافظه ممکن است در اثر مسمومیت از استنشاق بعضی از ترکیبات سرب خصوصاً تترااتیل سرب اتفاق افتد. معمولاً شکایت شخص از کوتاه شدن نفس (تنگ نفس) و بی‌حالی عمومی است. در موارد سخت ممکن است قولنج روده‌ای مشاهده گردد و دردهای نامعلومی در دست‌وپا و یا گاهی حالت تهوع و ضعف عمومی در شخص ایجاد شود.به علت تخریب سریع گلبول‌های قرمز خون توسط این ماده می‌توان اولین علائم نظری را در آزمایشات خون ملاحظه کرد. این علائم عبارتند از پایین آمدن ارزش هموگلوبین- کم شدن تعداد گویچه‌های سرخ و کم‌خونی. چون گویچه‌های سرخ شکسته و از هم پاشیده می‌شوند نسوج مولد خون (خون‌ساز) به منظور جبران این کمبود شروع به تولید گلبول‌های سرخ جدیدی می‌نمایند که تعداد زیادی از آنها به‌طور زودرس و نارس در خون دیده خواهد شد.

موقعی كه این گلبولها با رنگهای مناسب بازیك رنگ‌آمیزی شود می‌توان آنها را در حالیكه دارای دانه‌های بسیارریزی هستند مشاهده كرد و آنها را بنام گلبولهای سرخ منقوط می‌خوانند. مشاهده اینگونه سلولها در افرادیكه برای مدتهای طولانی با سرب و تركیبات آن سرو كار دارند خود وسیله قابل اطمینانی است.
البته وجود اینگونه سلولها فقط اختصاص به مسمومیت سرب ندارد و می‌توان آنها را در سایر بیماریهائی كه گویچه‌های قرمز شكسته می‌شوند مشاهده كرد. باید سایر عوارض و نشانه‌های كلینیكی- تاریخچه تماس با سرب- و وجود سرب در ادرار و خون را همراه با وجود سلولهای منقوط در مورد مسمومیت‌های احتمالی سرب تواماً در نظر داشت. از طرفی باید دانست كه بعلت شكسته شدن و تخریب گلبولهای سرخ خون مقداری هموگلوبین در خون آزاد می‌شود و در اثر فعل و انفعالات خاصی ایجاد پورفرین می‌گردد كه از طریق ادرار دفع می‌شود و بدین ترتیب وجود پورفرین و كوپروپورفرین در ادرار ممكن است دال بر مسمومیت سرب باشد.
اگر نزد عده‌ای از كارگران كاهش متوالی گویچه قرمز و كم شدن ارزش هموگلوبین دیده شود باید آنها را بیشتر تحت نظر گرفت و اگر علاوه بر كم خونی پیشرفته زیاد شدن گلبولهای منقوط نیز تشخیص شود باید آزمایش اندازه‌گیری سرب در ادرار انجام شود. آزمایش خون برای یافتن علائم اولیه كم‌خونی و جستجوی گلبولهای منقوط برای كسانی كه با سرب كار می‌كنند متد نسبتاً با ارزشی است و مطالعه و بررسی نتایج به دست آمده اغلب وجود مسمومیت ابتدائی و بدوی را قبل از آنكه علائم كلینیكی آشكار شود بما خواهد داد. باید گفت كه هر موقع كه تخریب گلبولها اتفاق افتد تعداد گلبولهای منقوط زیاد می‌شود و همیشه ازدیاد گلبولهای منقوط ربطی با جذب سرب ندارد و چه بسا ممكن است در بعضی از كارگران كه با سرب كار می‌كنند تا حد 500 الی 1000 گلبول منقوط در هر یك میلیون گویچه قرمز، دیده شود و لیكن وضع شخص عادی باشد.
تعداد گلبولهای منقوط در لام و شمارش آنها نیز بستگی به متد مورد آزمایش و طرز جستجو دارد اگر لام را با نوری كه زمینه سیاه داشته باشد به‌بینید تعداد آنها بیش از موقعی است كه لام رگ شده را مستقیماً مورد آزمایش قرار دهند. معمولاً شمارش بیش از 3000 عدد از این گلبولها در هر یك میلیون گلبول قرمز را می‌توان مشكوك فرض نمود.
جذب سرب
جذب سرب از راه معدی-روده‌ای بسیار كم است و تقریباً كلیه سربی كه از این راه وارد بدن شود از دستگاه جهاز هاضمه عبور كرده و از راه مدفوع دفع می‌شود.( كهو عقیده دارد كه فقط 10 یا كمتر از كلیه مقدار سربی كه وارد بدن می‌شود به نسوج- خون، مایعات و ترشحات بدن می‌رسد. نزد كارگرانی كه در صنایعی كه گرد و غبار و بخارات و دود سرب تولید می‌كند كار می‌كنند مقدار معین از این ماده از راه دستگاه تنفس جذب می‌شود و مقداری از آن مجدداً با هوای شهیق خارج می‌شود و یا در قسمت فوقانی دستگاه تنفسی جمع گردیده و مجدداً بلع می‌گردد.
جذب سرب معدنی از راه پوست قابل ملاحظه نیست ولی به عقیده (پاتی) استات و اولئات سرب از راه پوست می‌توانند بمقادیر قابل ملاحظه‌ای جذب شود.
تترااتیل سرب از طرف دیگر می‌تواند چه به صورت مایع و یا بخار از راه پوست وارد بدن شود «مارچنكو و بیلیكیس»
دفع سرب- سرب از راه ادرار و بمقدار زیادتر از راه مدفوع دفع می‌گردد.
نزد اشخاص معمولی كه احتمال تجمع سرب در بدن آنها نمی‌رود مقدار سرب دفع شده از راه مدفوع به همان مقدار است كه از راه خوراكی (غذا و غیره) وارد بدن آنها می‌شود. در اینگونه افراد تعادلی از این نظر برقرار است كه در آن دفع با جذب برابری می‌نماید و مقدار سرب دفع شده از راه ادرار نیز جزئی است و تقریباً ثابت می‌باشد. حدود تغییرات آن بین 01.0 تا 08.0 میلیگرم در لیتر است. (تومپست و آندرسن) حد متوسط 05.0 برای ادرار و 22.0 میلیگرم برای مدفوع داده‌اند. بدین ترتیب در مورد ادرار غلظت بستگی به مقدار ادرار ترشح شده دارد. موقعی كه سرب از راه دستگاه گوارش بیش از آنچه معمولاً در اغذیه و نوشیدنی‌ها وجود دارد وارد بدن شود، مقدار آن تا حدودی كه قابل اندازه‌گیری است در هنگام جذب، و سپس مدتی پس از آن بالا می‌رود. مقدار آن را در این مورد «الگی» و همكارانش 15.0 میلیگرم در لیتر به عنوان «حد استانه» مسمومیت‌های سرب تعیین نموده‌اند.
وجود و ترشح سرب را از راه عرق محققین اولیه در نظر نداشته و وجود آن را روی پوست نوعی آلودگی پوست می‌دانستند و لیكن بعدها با آزمایش‌های مخصوص و قرار دادن تیكه‌های پنبه روی بدن بیمارانی كه مسمومیت سرب داشته‌اند و یا استات سرب خورده بودند توانستند با مقایسه مقادیر سرب نزد این بیماران و اشخاص عادی و با تعیین مقدارهای دقیق تفاوت بین دو آزمایش را تعیین و در نتیجه مقدار آن را از راه عرق نشان دهند. حد دفع شده سرب (از را عرق) نزد بیمارانی كه سرب وارد بدنشان شده بود در دوران جذب و هضم آن بین 012.0 تا 024.0 و تا 05.0 میلیگرم در لیتر بوده است.
تجمع سرب- قبل از سال 1942 كه تجمع و ذخیره شدن سرب در استخوان‌ها مورد توجه نبود وجود این ماده را در استخوانها با مقایسه با پخش و وجود آن در عضلات و نسوج، بی‌اهمیت می‌دانستند ولی بعدها معلوم شد كه در عضلات صاف و ماهیچه‌ها سرب باقیمانده و ته‌نشین شده پیوند محكمی نداشته و بزودی در طول زمان مقدار آن كمتر می‌شود ولیكن بالاترین حد موجود و زیادترین مقدار این ماده، در استخوانهاست كه باقی می‌ماند (فرهال و میلر)
سرب در جنین- در مادرانی كه به سرب آلودگی پیدا نكرده‌اند انتشار و پراكندگی سرب در نسوج جنین و اعضاء مربوطه به مانند اشخاص بزرگ است و در استخوانها همراه با نشو و نمای آنها مقدار این ماده نیز زیادتر می‌شود.
بر حسب نتایجی كه از تجزیه و تعیین مقدار سرب در اعضاء و نسوج جنین و پلاسنتا و خون جنینی بدست آمده نشان داده شده است كه تماس بیش از حد مادر به سرب باعث مسمومیت جنین خواهد شد و عقیده بر آن است كه سرب از پلاسنتا گذشته و به جنین خواهد رسید و مقدار سرب در استخوانهای جنین نسبت به رشد جنین و بالا رفتن مقدار خون نیز بیشتر خواهد شد.
معالجه مسمومیت‌های سرب- تا سالهای متمادی معالجه ساتورنیسم بر مبنای معالجه با كالسیم قرار داشت و داروهائی مانند سیترات‌ها و BAL به مصرف میرسید كه در عین حال خود مضراتی دارا بوده‌اند پیدایش كمپلكسون‌ها یا «كیلیتاجنتز» خصوصاً (اتیلن دی‌آمین تترا استیك اسید) كه به نام «ورسون» و یا «اداتامیل» نیز نامیده می‌شود معالجه مسمومیت با سرب را منطقی‌تر ساخته است.
این تركیبات اگر به صورت تزریق داخل وریدی به صورت ملح سدیم و كلسیم مصرف شود كه به نام «كالسیم دی‌سدیم ورسنات» نامیده می‌شود تا حد 10 الی30 مرتبه مقدار سرب ادرار را افزایش می‌دهد و پس از مدت كوتاهی عوارض و علائم مسمومیت از بین رفته و مقدار كوپروپورفیرین ادرار نقصان می‌یابد.
اگر «ای‌دی‌تی‌آ» از راه خوراكی مصرف شود تغیرات وضع بیمار و بهبود او چندان سریع و رضایت‌بخش نیست زیرا فقط سهم جزئی و فقط تا حدود 1% از (ای‌دی‌تی‌آ) خورده شده جذب خواهد شد و (ای‌دی‌تی‌آ) روی مقدار سرب خون تأثیر زیادی نخواهد داشت و همچنین این جسم اگر به مقادیر زیاد از راه خوراكی تجویز شود ممكن است روی كلیه‌ها اثر بگذارد.
سم‌شناسی سرب
تاریخچه- عوارضی كه امروز به عنوان عوارض مسمومیت سرب شناخته می‌شوند اغلب از زمانهای قدیم معلوم و روشن بوده است. سقراط در سال 730 قبل از میلاد حمله‌های سخت قولنجی را نزد اشخاصی كه كارشان تصفیه و خالص نمودن فلزات بوده است شرح داده و همچنین مصریهای قدیم خواص سرب را به عنوان ماده « آدم‌كش یا هموسیدال» بخوبی می‌دانسته‌اند. ارتباط بین عوارض مسمومیت با سرب و استفاده از آن در صنعت از مدتها قبل روشن بوده است. مسمومیت‌های صنعتی حاصل از سرب نزد كارگران معادن سرب به صورتهای بسیار مخوفی دیده شده است ولیكن به طور كلی «بیماری معدن‌چیان» كه در قرن شانزدهم هم توسط «پاراسلوس» و در قرن 17 توسط «پانسا» شرح داده شده است اختصاص به سرب تنها ندارد. در سال 1831 « تاكراه» برای اولی بار ارتباط بیماری كارگران را با سرب بط.ر مشرح تفسیر نموده و بیان داشته است. او می‌گوید كه كارگران معادن سرب از شغل خود رنج می‌برند و مرگ و میر بین آنها بسیار زیاد است. همچنین «ویلیام» در سال 1857 راجع به كارگران معادن سرب «دربی‌شایر» انگلستان می‌گوید كه به طور‌كلی می‌توان كارگر معدن سرب را از رنگ پریده صورت او تشخیص داد.
در انگلستان تا سال1912 كه «لگ‌وگودبای» كتاب معروف خود را تحت عنوان «مسمومیت ازسرب و جذب آن» انتشا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر دادند اصولا مسئله مسمومیت با سرب و موضوع معدنچیان سرب و صنایع سفالی و كوزه‌گری و صنعت نقاشی و سایر حرفه‌هائی كه با سرب سروكار داشتند. چندان طرف توجه نبود و از این سال ببعد این مسائل اهمیت خود را بازیافته‌اند.
در امریكا سوابق تاریخی مسمومیت سرب از سالهای 1953 و 1954 توسط مكاری و ماك كورد» در یك سری مقالات در مجلات 22 و 23 نشریه «پزشكی صنعتی و جراحی» تشریح گردید. در این مقالات مسمومیت‌های حاصل از سرب در مواردیكه ارتباط با مسمومیت‌های حاصل از آلودگی‌های موارد غذایی – داروجات- مواد آرایشی- رنگ- لعابهای سرامیك – استخراج معادن و سایر مصارف آن دارد تشریح گردیده و موارد مقایسه‌ای مسمویمت را در ازمنه قدیم و آنزمان نشان داده شده است. از آنزمان تا كنون وضعیت مسمومیت سرب تا حد زیادی روشن‌تر شده و تغییراتی یافته است. اكنون بعصی از عوارض فوق‌العاده شدید مخصوصاً آنسفالوپاتی تقریباً به هیج وجه در این صنعت دیده نمی‌شود و توسط تكنیك‌های آزمایشگاهی می‌توان سرب را در هوا و یا در خون و ادرار اندازه‌گیری كرد. همچنین كاهش چشم‌گیر مواردی كه به عنوان مسمویمت واقعی سرب قلمداد می‌شود و ظهور عوارض سخت آن كه بندرت اتفاق می‌افتد در خور توجه است.
مهمترین تركیبات خطرناك سرب كه در صنعت مصرف می‌شوند تركیباتی از آن هستند كه دارای حلالت بیشتری می‌باشند. كرومات و سولفور سرب بدون شك از استات و كلرور و اكسید سرب كمتر خطر دارند و لیكن «الكنز»(1959) عقیده دارد كه مسمومیت‌های مزمن حاصل از گرد و غبار سولفات، كربنات و سرب فلزی مصرف می‌شود مثل لحیم‌كاری با سرب و حروف‌ریزی اگر حرارت از 500 درجه سانیتگراد بالاتر باشد ممكن است غلظت دود سرب در هوا بحدی برسد كه ایجاد مسمویمت‌های شدید كند و بدین ترتیب جذب این ماده از راه ریه‌ها سریع‌تر و اثراتش شدید‌تر خواهد بود.
مسمومیت‌های حاصل از تركیبات معدنی سرب – به طور كلی اكنون مطالعات مسمومیت خاصل از سرب بحدی پیشرفته است كه می‌توان كلیه عوارض حاصل از آنرا شناخت و باید گفت موضوع سرب و مسمومیت آن بقدری وسیع است كه كتابهای اختصاصی درباره این ماده نوشته می‌شود. از طرفی باید دانست كه عوارض پاتولژی سرب معدنی و تركیبات آلی سرب كاملاً متفاوت است و هر كدام اثرات مختلف و نحوه تأثیر جداگانه‌ای دارند.
عوامل مسمومیت‌های حاصل از تركیبات سرب- اولین علائم مسمومیت سرب عبارت‌اند از خستگی – بهم‌خوردن وضع خواب و یوبست- اگر تماس فرد بیشتر شود در این صورت عوارض دیگری از قبیل قولنج- كمخونی و نوریت حاصل می‌گردد و بالاخره آخرین عوارض حاصل كه به صورت حاد ظاهر می‌شوند و موارد آن نادر است و گاهی نزد بچه‌ها در اثر جذب از راه خوراكی اتفاق می‌افتد آنسفالوپاتی است.
آنسفالوپاتی- این عارضه در انگلستان از سالهای متمادی شناخته شده و بتناسب از سال‌های 1900 تاكنون موارد ان نقضان یافته است.
این عارضه نمونه‌ای است كه فقط در مواردیكه از كلیه پیشگیری‌های لازم غفلت شده باشد، بطور نادر اتفاق می‌افتند. همچنین تفاوتهائی بین سندرم‌های مغزی حاصل از مسمومیت تركیبات معدنی سرب و مثلا تركیبات آلی مانند تترااتیل سرب وجود دارد. در مسمومیت با تركبات معدنی پیش‌بینی دوره ناخوشی روشن‌تر و اثرات سم‌كم دوامتر و كمتر همراه علائم خارجی مانند از بین رفتن دید(كوری)- فلج عضلانی و Aphasia می‌باشد.
بطور كلی عوارضی كه منجر به انسفالوپاتی ممكن است بشود عبارت‌اند از سردرد – بی‌اشتهائی- انور كسی- ضعف- كم شدن وزن و سپس امكان پیدایش لرزه در لبها و دستها – از دست رفتن قدرت در یك یا هر دو دست – عدم تعادل در راه رفتن و سپس دوبینی عدم تمركز فكری و عصبانیت و دچار تخیلات شدن. ممكن است مسمویت موقعی مشهود شود كه علائم كم‌خونی را نشان دهد و نیز شمارش گلبول قرمز و مقدار هموگلوبین نقصان یابد. همچنین در این حال میتوان گلبولهای سرخ منقوط را بمقدار نسبتاً زیاد مشاهده نمود و شمارش رتی كولیست تغییر می‌نماید و به حدود 5.4 درصد می‌رسد. در حالات انسفالوپاتی مایع نخاعی تحت فشار زیاد قرار می‌گیرد و تعداد سلولها در هر میلیمتر مكعب تقریباً به 10 خواهد رسید و مقدار سرب در ادرار و خون و مایع نخاعی بیش از حد طبیعی خواهد بود.
در مورد كودكان این وضع شدید‌تر خواهد بود و اغلب منجر بمرگ می‌شود و در صورت زنده بودن كودكانی عقب‌افتاده خواهد بود.
كولیك(قولنج)- قولنج حاصل از مسمومیت سرب بعنوان شاهدی از مسمومیت حاد سرب است. قولنج سرب ارتباطی با مقدار سرب خون ندارد(ویجانی وزورلو). همچنین می‌توان گفت كه علت آن نه ابتلاء مستقیم نسوج روده‌هاست بلكه در اثر تغییراتی است كه در سیستمهای مستقل بدن بوجود می‌آید.
آنمی- كم‌خونی حاصل از سرب معمولاً خیلی شدید نیست ولی به صورت «آنمی هیپو- كرومیك» مشاهده می‌شود. تعداد گلبولهای سرخ در حالات متوسط كم‌خونی معمولاً بین 4 الی 5.4 میلیون در میلیمتر مكعب و مقدار هموگلوبین 70 – 80% و اندكس رنگ‌سنجی آن تقریباً 8.0% می‌باشد.
نكته مهم در تغییرات وضع خون، بالا بودن تعداد بازوفیلهای منقوط است. معمولا تعداد رتیكولیست‌ها زیاد شده و همچنین Polychromasia دیده می‌‌شود.
شكسته شدن گلبولهای قرمز در حیوانات تركیب آهن را در طحال نشان دهده است. علت تخریب گلبولهای سرخ را دانشمندان در اثر صدماتی می‌دانند كه به سلولهای سطحی «پری فرال» وارد می‌شود، و در اثر گردش سرب غشاء آنها شكننده می‌شود. و به طور كلی مكانیسم مزبور در اثر تماس با سرب موجود در پلاسماست كه باعث ازدیاد خاصیت شكنندگی گلبولها می‌شود.
عده‌ای دیگر از دانشمندان عقیده دارند كه تخریب گلبولهای سرخ با رها شدن گلبولهای قرمز نارس همراه است و در عین حال مقدار مصرف اكسیژن گلبولهای منقوط و رتیكولوسیت‌ها بیش از گلبولهای رسیده و معمولی است. بالاخره این عقیده وجود دارد كه سرب از ایجاد و تكوین سنتز(هم) كه در اثر عمل آنزیمی مخصوص انجام پذیر است جلوگیری می‌نماید.
در اثر تجسساتی كه در سال 1955توسط «اریكسن» با استعمال ردیابهای رادیواكتیو به عمل آمده است معلوم شده كه سرب با سنتزمپروتوپورفیرین» مغایرت دارد و لیكن روی تشكیل آهن اثر ندارد.
تغییرات مغز استخوان- در مورد تغییرات مغز استخوان در مسمومیت با سرب و اختصاصات مورفولوژی سلولهائی كه گویچه قرمز میسازد. گزارشات مختلفی موجود است.
«بری تیك‌ و اند كار» ازدیاد شدید اریتروسیت‌های مغز استخوان را در بعضی از مسمومین ذكر نموده‌اند كه مهمترین اثر آن وجود تعداد زیادی گلبولهای سرخ منقوط و غیر نرمال بودن هسته سلولهاست.
«داوید»(1959) تغییرات مورفولژی اریتروبلاست‌ها را به صورت تغییر شكل اختصاصی هسته وجود «پارااریتروبلاستها» و تغییرات در حجم گلبولها و همچنین كمی مقدار هموگلوبین آنها را ذكر نموده است.
به علاوه وجود سلولهای «سیدروسیت» و «رتیكولوآندو تلیال» بتعداد بسیار زیادتر از حد طبیعی كه در آنها مقدار آهن فوق‌العاده بالاست، بر هم خوردن تعادل جذب و دفع(متابولیسم) این ماده را در سلولها نشان میدهد و در این موارد پلاسما دارای گلبولهای بازوفیل منقوط و مجزا می‌باشد.
در مورد مكانیسم اثر سرب در تغییرات حاصله در سلولهای خونی باید گفت دلیل تغییرات در مغز استخوان تا اندازه‌ای روشن نیست ولی به طور كلی نظر بر آن است كه این سم ایجاد «هیپراستی مولاسیون» نموده و سپس رشد و رسیدن گلبولها را به تأخیر می‌اندازد و بالاخره كم‌خونی همولیتیك با وضع مشخص حاصل می‌گردد.
نوریت‌های سطحی- نوریت سطحی كه بنمام (لدپلازی) خوانده می‌شود در اصل قلنج شدن عضلات دستها و پاهاست كه در این صورت كنترل مچ و قوزك پا از بین می‌رود و این عوارض اكنون به طور خیلی نادر ممكن است اتفاق افتد. در این حالات عضلات مچ دست و یا قوزك پا سست و شل شده و قدرت خود را از دست می‌دهد.
مواقعیكه كنترل مچ دست از دست می‌رود معمولا ابتدا فلج در عضلات منبسط‌كننده انگشتان اتفاق می‌افتد كه معمولا از ابتدا در دست راست در اشخاصی كه با دست راست كار می‌كنند شروع می‌شود و ممكن است هر دو دست را فرا گیرد. این عارضه در پا كمتر اتفاق می‌افتد.
رعشه و لرزه(ترمور) نیز عارضه دیگری است كه بطور خفیف گاهی در كارگرانی كه با سرب كار می‌كنند در سابق دیده شده است و لیكن اكنون تقریباً وجود ندارد.
حاشیه بورتون یا خط سرب یا خط آبی- این علامت و عارضه به عنوان نشانه جذب بسیار زیاد سرب شناخته شده است و لیكن معمولا همیشه نمی‌تون آنرا در مسمومیت‌های واقعی سرب نزد افراد مشاهده كرد. این نشانه عبارت است از رسوبات ذرات و موادی برنگ آبی‌تیره متمایل بخاكستری كه در روی لثه‌ها به صورت خطی دیده می‌شود.
باید این حاشیه را از تغییر رنگ لثه‌ها در اثر پیوره و تارتر و رسوبات عادی پای دندان اشخاصی كه به دندان خود توجه نمی‌كنند تمیز داد. به علاوه این نشانه از خطوط و حاشیه‌های سیاهرنگی كه معمولا روی لثه كارگران سیاهپوست دیده می‌شود متمایز است.
محققین معتقدند كه حاشیه بورتون در اثر وجود سولفور سرب است كه ایجاد می‌شود بدین معنی كه سربی كه توسط جریان خون به لثهها حمل می‌شود توسط گاز هیدروژن سولفوره كه در اثر تجزیه بعضی از پروتئین‌های غذائی و مخصوصاً در افرادی كه دهان ناسام دارند به سولفور سرب تبدیل می‌شود.
در بعضی از موراد این خط به طو كامل و وضوح روی همه دندانها دیده نمی‌شود بلكه فقط به صورت دانه‌ها و گرانول‌ها روی یك خط یا چند دندان مشاهده می‌گردد و اینگونه دانه‌ها نیز ممكن است پس از چند هفته متوقف شدن جذب سرب ناپدید شوند ولی برعكس در مواردیكه خط آبی سرب(حاشیه بورتون) خیلی واضح روشن است برای ماههای طولانی پس از برطرف شدن مسمومیت و جذب سرب بازهم پاربرجا خواهد بود.
زود از دست رفتن دندانها- در بعضی از كارگرانی كه با سرب كار می‌كنند از دست رفتن دندانها در سنین پائین دیده شده است و آنرا یكی از علائم مسمومیت سرب دانسته‌اند.
«كوالش» مطالعاتی در مورد ارتباط سرب با تغییراتی كه روی استخوانهای فك كه بالاخره منتهی به سست شدن دندان و افتادن آن می‌شود بعمل آورده و این مطلب را با انجام آزمایشاتی بر روی حیوانات ثابت نموده است. این دانشمند در خرگوشهائی كه با كربنات سرب آنها را مسموم نموده بود مشاهده كرد كه استخوانهای فك آنها «دی كالسفیه» شده و در آنها زنگ مخصوص و اوستوكالسی پیشرفته‌ای ایجاد شده است.
مكانیسم این عمل بر مبنی دی‌منیرالیزه شدن شیمیائی قرار دارد كه در آن كالسیم استخوان بوسیله سرب جانشین شده و در خون سرب به صورت فسفات كلوئیدی نوع دوم وارد می‌گردد و سپس به صورت فسفات نوع سوم را سبب می‌شود.
بطور كلی آزمایشاتی كه روی حیوانات آزمایشگاهی انجام گرفته است نشان داده كه سرب سم كلیوی و عروقی است و باعث تغییرات و ضایعاتی درآورندهای كلیوی و عروقی میگردد كه اغلب به صورت هموراژیها بسیار كوچك و متعدد خودنمائی كرده و باعث ضخیم شدن جدار عروقی خونی می‌گردند كه بالاخره منتهی به «نفرواسكلروز» می‌شود.
بدین ترتیب می‌توان سرب را سم عروقی دانست كه اثر آن روی مكانیسم عمل كلیه‌ها در انسان ایجاد حالت مرضی خاص مینماید كه بنام «بیماری مزمن برایت» معروف است.
در آزمایشات هیستولژیكی نسج كلیه، در بیمارانیكه در اثر مسمومیت سرب مبتلا به نارسائی كلیوی همراه با فشار خون شده‌اند نتایجی كه دلیل بر وجود «نكروز شریانی» بدخیم باشد دیده شده است و این وضع بكلی از بیمارانی كه مبتلا به فشار خون و نارحتی‌های كلیوی هستند متمایز است. بطور كلی آلبومینوری در مسمومیت با سرب كمتر دیده می‌‌شود و همچنین بالا بودن فشار خون در كارگرانی كه با سرب سروكار دارند زیاد نیست و عده‌ای عدم وجود فشار خون را بعلت كافی نمودن مقدار و كم بودن تماس با سرب و عدم وجود بیاری برایت می‌دانند و لیكن باید گفت كه بهبود شرایط محیط كار در این موراد سهم عمده‌ای را دارد.
جذب سرب
به طور كلی بای د گفت كه خطر جذب دائمی سرب به مقادیری كه ایجاد عوارض كلینیكی و علائم مسمومیت نماید، به علت آن است كه ممكن است این جذب موقعی به حدی برسد كه از محد مجاز آستانه» تجاوز نماید و در این حال عوامل مداخله كننده‌ای باعث عوارض متابولیك مخصوص می‌شوند و عوارض مسمویمت خودنمائی خواهد نمود.
تشخیص و شناسائی شدید سرب- برای تشخیص سرب و امكان مسمویمت با آن آزمایشات زیر توصیه می‌گردد: 
آزمایش خون جهت كم‌خونی- جستجوی گلبولهای منقوط ورتیكولوسیتوز و آزمایشات با آن آزمایشات زیر توصیه می‌گردد:
آزمایش خون جهت كم‌خونی – جستجوی گلبولهای منقوط ورتیكولوسیتوز و آزمایشات ادار و مدفوع جهت سرب در مقداری بیش از حد معمول و بالاخره آزمایش ادرار از نظر مقدار كوپروفرین و دلتا آمینولونیك اسید و دلتا آمینولولونیك دیهیدروژناز.
الف- آزمایشات خون- كم خونی(آنمی) در صورتی كه با عوارض كلینیكی همراه نباشد معمولا سبك است و در اینحالت مقدار گلبولهای سرخ خون كمتر از چهار میلیون در هر میلیمتر مكعب نمی‌باشد. مقدار هموگلولین نیز بین 75 الی 80 درصد خواهد بود.
در مواقعی كه كم‌خونی شدید نیست گاهی عوارض مخصوصی از قبیل نوعی رنگ‌پریدگی و زردی دیده می‌شود ه با رنگ پریدگی‌های حاصل از سایر كم‌خونی‌ها كه بعلت سرب نیستند. مانند رنگ‌پریدگی و زردی كارگرانی كه در شرایط گرمای زیاد و كمبود هوا كار می‌كنند متمایز است. در رنگ‌پریدگی حاصل از سرب در چهره شخص نوعی رنگ مخصوص خاكستری و سربی رنگ مشاهده می‌شود كه اغلب در اطراف بینی و شقیقه‌ها با آثار دیگری مانند جای فشار و صدمه‌های جزئی همراه است و دانشمندان آنرا به علت اسپامسم عروق شعریه پوست صورت می‌دانند.
بازو فیلی منقوط- گلبولهای منقوط در مسمومیت‌های سرب در انسان و همچنین در حیوانات آزمایشگاه بخوبی شناخته شده است. هر چند كه اینگونه سلولها در كم‌خونی‌های همولیتیك كه ارتباط با مسمویت سرب ندارند نیز دیده می‌شود و لیكن وجود آن بمقدار زیادتری در كارگرانی كه با سرب كار می‌كنند و دارای عوارضی كلینكی و یا علائم كم‌خونی شدید هم نیستند دلیل واضح و روشنی برای تشخیص در جذب سرب می‌باشد.
ارتباط بین تعداد گلبولهای منقوط و درجه سرب نیز مورد مطالعه فراوان قرار گرفته و عقائد مختلفی در مورد آن اظهار شده است.
به طور كلی باید گفت كه مشاهده وشمارش لام خونی جهت جستجوی گلبولهای مزبور با نور معمولی در زمینه تاریك و روشن تفاوت فاحشی در تعداد آنها خواهد داشت و حتی این تفاوت گاهی تا دو برابر می‌شود.
حدودی كه در ان تعداد گلبولهای منقوط در مورد مسمومیت با سرب هشدار می‌دهد، هرچند كه در افراد مختلف نیز متفاوت است، عددی است بیش از ده هزار عدد در میلیون( در متد زمینه تاریك) كه می‌توان آنرا علامت خطر دانست و در این موارد هرچند كه نزد كارگر علائم خاصی كلینیكی و یا فیزیكی حاصل نشده باشد باید او را از كار معاف نمود. ضمناً باید گفت كه «پولی كرومازی» نیز قبل از پیدایش بازوفیل منقوط مشاهده می‌شود و باید دانست كه در طریقه شمارش و در زمینه روشن گاهی ممكن است بعضی از گلبولهای بازوفیل را كه گرانولهای بسیار ریز دارند نیز بحساب گلبول‌های منقوط در تعدادی از كارگران كه در یك محل بطور دستجمعی كار می‌كنند دارای ارزش بیشتری است تا اینكه در مورد یك كارگر و یا كارگران انفرادی مطالعه شود.
شمارش رتیكولوسیت‌ها- بعضی‌ها تصور می‌كنند كه بالا بودن رتیكولوسیت‌ها نشانه جذب سرب است و لیكن این مطلب خیلی صادق نیست و مانند گلبولهای منقوط دلیل واضحی نمی‌باشد و نمی‌توان آنرا در موارد انفرادی دلیل بر تشخیص مسمومیت دانست. از طرفی باید گفت كه هرگاه تعداد گلبولهای منقوط بالا باشد امكان بالا بودن تعداد رتیكولوسیت‌ها و سلولهای «پولی كروماتوفیلیك» نیز زیاد است.
شمارش گلوبولهای «سیدرو سیت»- سیدورسیت ها در واقع همان ارتیروسیت‌ها میباشند كه دارای مقادیر جزئی از آهن غیر هماتینی هستند و می‌توان آنها را توسط «دی‌پیریدین» و تیوسیانات پتاسیم رنگ‌آمیزی كرد.
اینگونه گلبولها در واقع سلولهای پیر و فرتوتی هستند كه به تعداد زیاد در موراد آنمی همولیتیك و مواقعی كه از بین رفتن و تخریب گلوبولهای قرمز اتفاق می‌افتد دیده می‌شوند. تعداد آنها معمولا در حالت طبیعی از5. تا 8.0 درصد و ممكن است در موارد مسمویت با سرب به 10 تا 30% هم افزایش یابد.
معالجه مسمویمت‌های سرب
عملا كلیه متدهای قدیمی درمان سرب از قبیل تجویز سیترات‌ها – كالسیم و BAL اكنون كنار گذارده شده و متد كیلیت شدن كه اولین بار توسط «بسمن» و همكارانش كه در 1952 در كنفرانس مسمومیت سرب در بیمارستان عمومی ماساچوست عنوان شده است جای آنرا گرفته است.
نخستین بار در طفل سه ساله‌ای كه از رنگهای كنار پنجره در مدت دو ماه مرتباً خورده بود و ناگهان به تشنج مبتلا شده بود 50 میلی‌گرم «كلسیم ای‌دی‌تی‌ا» در 50 سانتیمتر مكعب سرگرم گلوكوزه از راه وریدی تجویز گردید ولی بعلت بالا رفتن فشار خون و كم شدن اردار برای دور روز تجویز دارو قطع گردید. در این بیمار تعداد رتیكولوسیت‌ها 4% و برای اولین بار گلبولهای بازوفیل منقوط در آزمایش خون مشاهده شده بود. پس از بهبود عوارض كلیوی و مشاهده عوارض آنسفالتیكی مجدداً تجویز دارو ادامه یافت و رویهمرفته 5.6 گرم برای مدت 12 روز تجویز شد. نتایج بعدی خوب بود كه بالاخره دارو قطع گردید و بعداً نیز عوارض بازگشت ننمود. از آن تاریخ اثر «ورسنات» یا كلسیم «ای‌دی‌تی‌ا» محرز گشت و از طرف عده زیادی از محققین اروپائی و امریكائی تائید شد. اولین گزارش در اینمورد از «جایلز» و همكارانش در 1955 منتشر شده است.
بطور كلی «ای‌دی‌تی‌ا» یا اتیلن دی آمین تترا استیك اسید و یا ورسنات عبارت است از یك پولی آمینو اسید سنتیك كه در آب و اغلب حلالهای آلی بمقدار خیلی كم محلول ولی در اسید‌های معدنی رقیق حل می‌شود. با بازهای فلزات قلیائی تولید املاح میكند كه حلالیت آنها در آب زیاد است و با خنثی شدن گروپمان‌های اسیدی « ای‌دی‌تی‌ا» یك پس از دیگری انجام می‌شود. اهمیت این جسم از نقطه نظر معالجه مسمومیت‌های فلزی مخصوصاً سرب در این است كه می‌توان تولید كمپلكس‌های متعدد داخلی با فلزات به نماید كه به آنها نام «كیلیت‌ها» داده شده است و این كمپلكس‌ها در آب محلول بوده و روی فلزات دارای خاصیت متوقف كننده و یا جداكنندة دارند.
در مورد سربی كه در اثر مسمومیت در بدن ذخیره شده باشد كمپلكس كلسیم « ای‌دی‌تی‌ا» به نام «كالسیم دی‌ سدیم ورسنات» تجویز می‌شود و بدین وسیله مانع از برداشته شدن كالسیم تا آن مقداری كه باعث هیپوكالسمی شود می‌گردد.
مسمومیت با تركیبات آلی سرب(تترا اتیل سرب)
مهمترین تركیب آلی سرب كه از نظر صنعتی اهمیت دارد تترا اتیل سرب است كه به عنوان عاملی «آنتی ناك» به بنزین اتوموبیل افزوده می‌شود. این جسم به صورت خالص افزوده نمی‌گردد بلكه بنام «اتیل فلوئید» كه مخلوطی بین 49 تا 63% TEL(تترا اتیل سرب) همراه با برمور اتیل یا «دیبرومید» یا «دی كلوراتان» است به مصرف میرسد. این جسم بمقدار 2 الی 6 سانتیمتر مكعب در هر كیلو كه معادل 5.1 تا 8 قسمت وزنی دارای TEL است یا بطور كلی در حدود یك در هزار افزوده می‌شود.
خواص- تترا اتیل سرب اگر خالص باشد به صورت مایع زلال روغنی شكلیی است كه تقریباَ بوی شیرین دارد. این جسم در آب نامحلول ولی در اغلب حلالهای آلی و چربیها و روغنها محلول است. این جسم در اثر هالوژن‌ها و محلولهای آنها و همچنین اسیدنیتریك و سولفوریك غلیظ بشدت تجزیه شده تولید حرارت می‌نماید. اسید‌های ضعیف و قلیائی‌ها انرا تجزیه نمی‌كند.
تترا اتیل سرب دارای خاصیت تبخیری شدید است و در 18 درجه سانتیگراد هوای اشباع شده با آن دارای 5 میلی‌گرم در لیتر از این جسم خواهد بود.
وزن مخصوص آن 64.1 و نقطه جوش آن تقریباً در حدود 200 درجه سانتیگراد است و لیكن در حدود 135 درجه سانتیگراد آهسته شروع به تجزیه شدن می‌نماید.
سـرب ( Lead )
تركیبات سرب به اشكا ل مختلف یافت می شوند كه بطور كلی می توان آن را به فرم های تركیبات آلی سرب ( مثل تترااتیل سرب و تترامتیل سرب ) و تركیبات غیرآلی سرب كه شامل سرب 2 ظرفیتی و چهار ظرفیتی میباشد تقسیم بندی كرد . فراوان ترین سنگ معدن سرب galena ( pbs ) می باشد كه اكثر موارد سرب از آن استخراج می گردد .
بیشترین استفاده سرب در صنعت شامل 1- ساخت باتریهای ذخیره ای الكتریكی 2- ساخت رادیاتورهای دارای آلیاژ سرب 3- صنعت چاپ 4- مهمات سازی ( ساخت گلوله های سربی ) 5-صنایع كابل سازی 6- ساخت ورقه های سربی و همچنین در صنایع حاوی پروسه های لحیم كاری آبكاری، گالوانیزاسیون ، تولید برنج و برنز می باشد .
در صنایع رنگسازی نیز در صورت استفاده كردن از پیگمان های حاوی سرب و یا استفاده از ضد زنگ های حاوی pb3o2 مواجهه با سرب را خواهیم داشت كه البته در تولید رنگ و ضدزنگ های جدید ، مقادیر كمتری از سرب بكار می رود .
مواجهات با سرب شامل مواجهات غیرشغلی ( مانند انتقال سرب از طریق آب ، غذا و هوای محیط ) و مواجهات شغلی می باشد كه در مواجهات شغلی فاكتورهایی مانند خود فرآیند كار فاكتور مهمی در میزان مواجهه و جذب آنرا تعیین می نماید . مثلاً در پروسه هایی كه دما به بالاتر از 1000 درجه سانتیگراد افزایش می یابد و یا مواجهات زیادی باdust و fume ناشی از سرب داشته باشیم خطرات بیشتری خواهند داشت و سایر فاكتورهای موثر شامل بهداشت عمومی در محل كار ، كفایت تهویه (موضعی یا جنرالیزه) می باشد .
به طور كلی در تمام مشاغلی كه سرب فلزی یا تركیبات حاوی سرب حرارت داده و ذوب می شوند جزء مشاغل پرخطر محسوب می گردند كه از این موارد می توان به جوشكاری یا برش حرارتی فلزات پوشیده با رنگ های سربی اشاره نمود كه دما به 1000 الی 3000 درجه سانتیگراد می رسد و یا جوشكاری یا برشكاری فلزات دارای آلیاژ سرب اشاره نمود .
از مواجهات خانگی سرب می توان استفاده از سرب در تركیبات لعاب ظروف اشاره نمود كه در صورت استفاده از حرارت كمتر از 1150 درجه سانتیگراد در زمان تهیه اینگونه ظروف و سپس استفاده از مایعات اسیدی ( مثل بعضی از آب میوه ها ) متعاقباً سبب آزاد شدن سرب خواهد گشت و یا استفاده از رنگ های حاوی سرب از دیگر موارد مواجهات خانگی می باشد كه به عنوان مهمترین منبع مواجهه با سرب در كودكان مطرح می باشد .
جذب و متابولیسم سرب :
سرب غیرآلی از طری
توسطmasoomi در 08-28-2012، 02:40 PM
اصول ارگونومی و طراحی سطل زباله های عمومی
موقعیت: سطل های زباله بهتر است آشکار و قابل رؤیت باشند ولی مزاحمتی ایجاد نکنند. آنها نیاز به تیرک جداگانه ندارند ولی می توانند با تیرهای چراغ برق، ایستگاه های اتوبوس و نشانگان خیابان ها تثبیت شوند و حتی ممکن است کنار دیوار یا بدون پایه باشند.
در فضاهای خطی موجود در طول خیابان، این سطل ها در فاصله 30 تا 50 متری از هم قرار دارند. ولی در جاهایی مانند غذاخوری ها (ساندویچ فروشی ها و فروشگاه های غذاهای آماده)، سینماها و شیرینی فروشی ها می توان تعداد آنها را افزایش و در بیرون ساختمان های شهری، به دلایل امنیتی آنها را کاهش داد. مکان یابی و جانمائی سطل های زباله اهمیت زیادی در چگونگی استفاده از آنها و همچنین منظر شهری دارد. پیاده روهای پر عبور که برای گذران اوقات فراغت استفاده می شوند و یا پارک ها به تعداد بیشتری از سطل های زباله نیاز دارند. همچنین نوع زباله تولیدی (خشک یا تر) و حجم شیرابه آن نیز در جانمائی آنها موثر است. در صورت تولید شیرابه از قراردادن آنها در مجاورت درخت ها یا فضاهای سبز باید خودداری نمود. همچنین به سهولت دسترسی عابران باید توجه داشت.
گنجایش: حداقل گنجایش یک سطل زباله درمرکز شهر باید 50 لیتر باشد در مناطق بزرگ یا در پیاده روهای پر رفت و آمد بهتر است از مخازنی با حجم 50 تا 100 لیتر استفاده شود. برای مکان هائی که واحدهای صنفی خوراکی دارند نظیر اغذیه فروشی ها و یا آب میوه ها می توان از مخازن بزرگ تر قابل حملی استفاده نمود که حتما باید درب دار باشند. 
نگهداری: گنجایش و نگهداری، با هم نسبت مستقیم دارند. سطل ها زمانی بی فایده می شوند که مرتب تمیز نشوند. بنابراین موقعیت و محل سطل و نوبت های تخلیه، حجم آنها را تعیین می کند. 
رنگ: سطل های زباله عناصر مطلوب مبلمان شهری نیستند. متاسفانه در کشور ما غالب سطل های زباله رنگ های نامناسبی دارند و بسیار جلب توجه می کنند. سطل زباله را باید هنگامی که مورد نیاز هستند قابل رؤیت باشند و در غیر این صورت می بایست در فرم خیابان یا پارک حل شوند و مزاحمتی ایجاد نکنند. توصیه می شود اکیدا از به کار بردن رنگ های قرمز ، زرد و نارنجی به عنوان رنگ غالب سطل های زباله خود داری شود. این رنگ ها به دلیل تضاد شدید با پیرامون خود، سایر فضاهای شهری را تحت تأثیر قرار می دهند. مناسب ترین ترکیب استفاده از طیف خاکستری به همراه مقدار کمی سبز یا نارنجی است. رنگ ها در فرهنگ شهر نشینی ایرانی باید چرک تاب باشند. 
مصالح مورد استفاده: مصالح مورد استفاده در طراحی سطل زباله، باید ترکیبی از استحکام و مقاومت باشند.
- فایبر گلاس: امکان فرم دهی و ساخت متنوعی را فراهم می آورد. در صورت استفاده از رزین مناسب می توان محصولاتی مقاوم در برابر ضربه ، آتش سوزی و اسید شیرابه تولید کرد که رنگ پذیری مناسبی هم داشته باشند.
- بتن: نیاز به نگهداری چندانی ندارد. ولی به دلیل ضخامت آن، فقط شکل های ساده را می توان با آن به دست آورد. روکش های سنگ دانه ای آشکار، بافتی ایجاد می کنند که هم اقتصادی و هم با دوام است.
- چوب: فقط باید با سطل فولادی روکوبی شده مورد استفاده قرار گیرد. چوب، مزاحم و ناخوشایند نیست و برای هر دو محیط رسمی و غیر رسمی مناسب است. پوشش آن ممکن است فولاد گالوانیزه، شبکه ی توری پلاستیکی یا پلی اتیلن باشد.
در پوش ها: در صورت امکان باید روی سطل های را پوشاند. این درپوش ها به کاهش بو کمک می کند و تجمع حشرات را به حداقل می رساند. علاوه برآن، مانع ریخت و پاش زباله توسط باد می شود. به درپوش ها می توان زنجیری متصل کرد یا با یک در لولایی که به راحتی و بدون نیاز به نیروی خاصی عمل کند. 
تخلیه آب: برای شست و شوهای دوره ای بهتر است حفره هایی برای تخلیه ی آب تعبیه شود که امکان دفع آب باران را نیز داشته باشد. 
امنیت: مناطقی که در آنها امنیت از اهمیت بسیاری برخوردار است، زباله های داخل سطل باید قابل رویت باشد. برای مثال، سطل های پاسُتونی بدون در بسیار مناسب است گاهی درمناطق کاملا امنیتی ممکن است هیچ سطلی تعبیه نشود. 
سایر معیارها:
- مقاوم در برابر تخریب و فرسودگی
- استفاده از مصالحی با نیاز به مراقبت کمتر
- سهولت تخلیه و تمیزکردن
- غیر قابل سرقت بودن
- مقاوم در برابر هر نوع عامل آتش زا
- پوشش دهنده زباله های داخل آن
- نصب و تثبیت آسان اجزا و قطعات آن
و آخرین نکته اینکه در جانمائی و فرم سطل های زباله حتما و حتما نظر رفتگران شهر را بپرسید. آنها به زبان بسیار ساده تمام نکات مهم را به شما خواهند گفت.
توسطmasoomi در 08-28-2012، 02:31 PM
خلاقیت و نوآوری در افراد و سازمان ها
چکیده: پیوسته این سوال مطرح است که چرا کشوری پیشرفت کرده در حالی که کشور مشابه که از نظر منابع اولیه و امکانات بهره‌وری دارای شرایط بهتری بوده، عقب مانده است. چه عامل مهمی در شرایط مشابه باعث پیشرفت و موفقیت بعضی (کشور - گروه - فرد) و باعث عقب ماندگی و عملکرد ناصحیح بعضی دیگر می شود؟ 
در سال های اخیر، تلاش های وسیعی به وسیله بسیاری از سازمان ها برای ترغیب افراد خود به خلاقیت و نوآوری انجام گرفته است. در این مقاله مفهوم و جایگاه خلاقیت و نوآوری شرایط ایجاد این مولفه ها و هم چنین ویژگی های افراد و سازمانهای خلاق و نوآور تبیین شده است. با بهره جویی از فنون خلاقیت و نوآوری خواهیم توانست به طریقی کارآمد و اثربخش به اهداف خود برسیم و سازمان و جامعه ای توسعه یافته و پیشرو داشته باشیم. خلاقیت و نوآوری لازمه و پیش درآمد توسعه و پیشرفت و تعالی یک سازمان و جامعه است و آگاهی از فنون و تکنیک های آن ضرورتی اجتناب ناپذیر برای مدیران، دانشجویان، پژوهشگران و علاقه مندان به این رشته است. 
مقدمه: امروزه ثبات در محیط کار، جای خود را به بی ثباتی و عدم اطمینان داده است و صنایع سنتی و قدیمی که جای خود را به انواع جدید و توسعه یافته آن داده است. فرصتی برای استفاده از مهارت های قدیمی نمی گذارد و در حقیقت آینده را با تهدیدها و فرصت ها مواجه ساخته است، زیرا هر اختراع و نوآوری، تغییری را پدید می آورد که می تواند به نوبه خود فرصتی را برای کسانی به وجود آورد که بتوانند از این فرصت استفاده بهینه کنند. 
موسسات و سازمان های تولیدی و خدماتی باید این امر مهم را تشخیص داده و به طور مداوم کالاها و خدمات جدید را ارائه دهند، یا در جهت بهبود آن بکوشند. خلاقیت و نوآوری با توجه به ماهیتش بر ناشناخته ها دلالت دارد و با خود ریسک را به همراه می آورد که البته ممکن است نتایج رضایت بخشی را با توجه به مقادیر سرمایه گذاری شده در آن، به وجود نیاورد. با وجود این، قصور سرمایه گذاری در ایجاد آن ممکن است شرایط خاصی را فراهم آورد که به ناکامی سازمان منجر شود. از این رو محققان و نظریه پردازان بسیاری بر اهمیت توجه به این موضوع تأکید کرده اند. به طور نمونه شومپتر (SHUMPTER) به عنوان یکی از اولین پیشگامان، اهمیت این مسئله را برای موفقیت موسسات و به طور کلی تأثیر آن بر روی کل جامعه متذکر گردیده است. 
مفهوم و جایگاه خلاقیت و نوآوری: تحقیق در مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن، بیش از یک قرن پیش توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال 1950 توسط گیلفورد ایجاد گردید. گیلفورد (GUILFORD) خلاقیت را با تفکر واگرا (دست یافتن به رهیافت های جدید برای حل مسائل) در مقابل تفکر همگرا (دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف می دانست. (شهرآرای - مدنی پور، 1375، ص 39) لوتانز، استاد رفتار سازمانی، خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه ها و رهیافت های افراد و یا گروه ها در یک روش جدید، تعریف کرده است (1992). بارزمن خلاقیت را فرآیند شناختی از به وجود آمدن یک ایده، مفهوم، کالا یا کشفی بدیع می داند. (همان منبع، ص 39)
خلاقیت همچون عدالت، دموکراسی و آزادی برای افراد دارای معانی مختلف است ولی یک عامل مشترک در تمام خلاقیت ها این است که خلاقیت همیشه عبارتست از پرداختن به عوامل جدیدی که عامل خلاقیت در آنها موجود بوده و به عنوان مجموع میراث فرهنگی عمل می کنند ولی آنچه که تازه است ترکیب این عوامل در الگویی جدید است (جک هالوران - دوگلاس نبتون، 1992) تلاش های خلاقیت وسیله ای برای نوآوری است. خلاقیت بیشتر یک فعالیت فکری و ذهنی است و نوآوری بیشتر جنبه عملی دارد و در حقیقت محصول نهایی عمل خلاقیت است. (فرنودیان، 1370، ص 6)
نوآوری مهارتی است که با بسیاری همکاریهای دیگر همراه است. نوآوری به دگرگونی های عمده در زمینه پیشرفت های تکنولوژیک یا ارائه تازه ترین مفاهیم مدیریت یا شیوه های تولید، اطلاق می شود. نوآوری پدیده ای واقعاً چشمگیر و جنجالی است. نوآوری عموماً پدیده ای نادر است که فقط در عده ای خاص می توان آن را سراغ گرفت.
هالت (1998): اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرآیندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید به کاربرد، وارکینگ (VARKING) نیز توضیح می دهد که: نوآوری هر چیز تجدید نظر شده است که طراحی و به حقیقت درآمده باشد و موقعیت سازمان را در مقابل رقبا مستحکم کند و نیز یک برتری رقابتی بلندمدت را میسر سازد. به عبارتی نوآوری خلق چیز جدیدی است که یک هدف معین را دنبال و به اجرا رساند. بنابراین، در یک تعریف کلی می توان نوآوری را به عنوان هر ایده ای جدید نسبت به یک سازمان و یا یک صنعت و یا یک ملت و یا در جهان تعریف کرد. (خداداد حسینی، 1378، ص48) 
تفاوت خلاقیت و نوآوری: اگرچه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می شود اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت باید به طور جدا مدنظر قرار گیرند، چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانه ای هستند (مهر، 1969). خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود دارد، در حالی که نوآوری دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد. (دیویس، 1969) همچنین (رزنفلد و سروو، 1990) ماهیت خلاقیت یا اختراع را از نوآوری به وسیله معادله زیر تفکیک کردند:
انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآوری
در معادله نوآوری فوق، کلمه مفهوم اشاره بر ایده ای است که با توجه به چهارچوب مرجعی آن فرد، دپارتمان، سازمان و یا یک دانش انباشته شده جدید است. کلمه اختراع اشاره به هر ایده ای جدید است که به حقیقت رسیده باشد، کلمه انتفاع بر به دست آوردن حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد. 
در مورد نوآوری و تغییر نیز، تفاوت هایی وجود دارد (کتزوکان، 1978). برای مثال تغییر می تواند به بهبود رضایت شغلی یک فرد اطلاق شود، در حالی که نوآوری نتیجه و تأثیری بیش از یک فرد را در بر می گیرد و تأثیر آن، ورای دپارتمان ایجاد کننده آن است (لارسن، 1993). در تحقیق دیگری در مورد تغییر تکنیک (کنن، 1967) بیان کرد که تغییر ایجاد هرچیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایده هایی است که برای سازمان جدید است. از این رو، تمام نوآوری ها می توانند منعکس کننده یک تغییر باشند، در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجه ای از فرآیند خلاقیت و نوآوری است. نظرات بسیاری در مورد ماهیت و تفاوت های اساسی این واژه ها ابراز شده، نویسندگانی نیز معتقدند که:
- خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست. (رابینز، 1991)
- خلاقیت عبارت است از به کارگیری توانائی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. (رضائیان، 1373)
- نوآوری فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول، خدمات و روش های جدید عملیات است. (رابینز، 1991)
- نوآوری عبارت است از عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه های نو ناشی از خلاقیت، به عبارت دیگر، در خلاقیت اطلاعات به دست می آید و در نوآوری، آن اطلاعات به صورت های گوناگون عرضه می شود. (رابینز، 1991)
- تغییر ایجاد هرچیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد، اما نوآوری اتخاذ ایده هایی است که برای سازمان جدید است. بنابراین، تمام نوآوری ها منعکس کننده یک تغییرند اما تمام تغییرها، نوآوری نیستند. (ریچارد، ال، داف، 1992)
- تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود، اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است که برای نوع وضعیت، سازمان، بازار و محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایده را معرفی می کند به عنوان نوآور در نظر گرفته می شود و سازمانی که کپی می کند یک تغییر را اتخاذ کرده است. (منبع اخیر) 
براساس این تعاریف، خلاقیت لازمه نوآوری است. تحقق نوجویی وابسته به خلاقیت است. اگرچه در عمل نمی توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کرد که خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوری هاست. خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. از خلاقیت تا نوآوری غالباً راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه ای نو به صورت محصولی یا خدمتی جدید درآید زمانی طولانی می گذرد و تلاش ها و کوشش های بسیار به عمل می آید. گاهی ایده و اندیشه ای نو از ذهن فرد می تراود و در سال های بعد آن اندیشه نو به وسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمت متجلی می گردد. (الوانی، 1372، ص 223-224)
خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. (آقایی، 1377، ص26) به طور خلاصه با درنظر گرفتن نظریات فوق می توان چنین نتیجه گرفت که خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود داشته و یا به عبارتی به معنای دلالت بر «پیداکردن» چیزهای جدید است هرچند که ممکن است به مرحله استفاده در نیاید. نوآوری به عنوان هر ایده جدیدی است که در برگیرنده توسعه یک محصول، خدمات یا فرآیند می گردد که ممکن است نسبت به یک سازمان، یک صنعت، یا ملت و یا جهان جدید باشد. این نوآوری ها به تغییر و انطباق بهتر سازمان با ایده های جدید منجر می شود. 
فرآیند خلاقیت و نوآوری: مراحل خلاقیت ممکن است به فعالیت قوه درک و خرد انسان، یا مراحل مجزا ولی به هم پیوسته تعریف شود که انسان را به رهیافت هایی هدایت کند. نویسندگان و صاحب نظران این مراحل را به گونه های مختلف مطرح کرده اند. فرآیند خلاقیت به ترتیب در برگیرنده مراحل روبرو شدن با ایده یا مشکل، شدت روبرو شدن و رابطه روبرو شدن با محیط است که فرد خلاق را احاطه کرده است. 
(اتریک، 1974) از صاحب نظران مدیریت، فرآیند خلاقیت را از اندیشه تا عمل به سه مرحله: به وجود آوردن اندیشه، پرورش اندیشه و به کارگیری اندیشه تقسیم کرده است. 
(آلبرشت، 1987) مراحل خلاقیت عملی و قابل اجراتری را که از پنج مرحله تشکیل شده است، پیشنهاد می کند این مراحل به ترتیب عبارتند از: جذب اطلاعات، الهام، آزمون، پالایش و عرضه. 
آلبرشت معتقد است که شخص خلاق، اطلاعات پیرامون خود را جذب می کند و برای بررسی مسائل، رهیافت های مختلفی را مورد بررسی قرار می دهد. زمانی که ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد، به طور غیرقابل محسوس شروع به کار می کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات، رهیافتی برای مسئله ارائه می کند. (شهرآرای، مدنی پور، 1375، ص 41) 
تکنیک های خلاقیت و نوآوری: برای اینکه خلاقیتی ایجاد و پرورش یابد بایستی فنون و تکنیک هایی رعایت گردد. محققان مختلف فنونی را ذکر کرده اند که به مهم ترین آنها اشاره می شود:
1 - یورش فکری (BRAIN STORMING) یا طوفان مغزی: این تکنیک را نخستین بار دکتر الکس، اس، اسبورن مطرح کرد و چنان مورد استفاده و استقبال مردم و سازمان ها در غرب قرار گرفته که جزئی از زندگی آنها شده است، یورش فکری در واژه نامه بین‌المللی وبستر چنین تعریف شده است:
" اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که در جا به وسیله اعضا ارائه می گردد بیابند." (آقایی، 1377، ص 119) یعنی هیچ انتقادی از هیچ ایده ای جایز نیست. به هر ایده ای هرچند نامربوط خوش آمد گفته می شود.
هرچه تعداد ایده ها بیشتر باشد بهتر است. کیفیت ایده ها بعداً مورد توجه قرار می گیرد افراد به ترکیب کردن ایده ها تشویق می شوند و از آنها خواسته می شود که نسبت به ایده های دیگران اشراف پیدا کنند.
2 - الگوبرداری از طبیعت (BIONICS): یکی از تکنیک های خلاقیت و نوآوری که در ابداعات فنی کاربرد گسترده و موفقی داشته تکنیک تقلید و الگوبرداری از طبیعت است. ابداعاتی که در زمینه علم ارتباطات و کنترل در دهه های اخیر شکل گرفته اند. برنامه ریزی های رایانه و موضوع هوش مصنوعی همه با الگوبرداری و تقلید از فعالیت های مغز آدمی انجام شده اند و روند فعالیت ها به گونه ای است که در آینده با ادامه این کار فنون و ابزارهای بدیع و جدیدی ساخته خواهند شد. (منبع اخیر، ص 126-127)
3 - تکنیک گروه اسمی (NOMINAL GROUPING): گروه اسمی نام تکنیکی است که نیز تا حدودی در صنعت رواج یافته است. 
فرآیند تصمیم گیری متشکل از پنج مرحله است:
اعضاء گروه در یک میز جمع می شوند و موضوع تصمیم گیری به صورت کتبی به هریک از اعضا داده می شود و آنها چگونگی حل مسئله را می نویسند؛
هریک از اعضا به نوبه، یک عقیده را به گروه ارائه می دهد؛ عقاید ثبت شده در گروه به بحث گذارده می شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن تر و کامل تر شود؛ هر یک از اعضاء مستقلاً و مخفیانه عقاید را درجه بندی می کنند‍؛ تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را به دست آورده باشد. (دالکی، 1969، ص 143) 
شرایط ایجاد خلاقیت و نوآوری: نویسندگان مختلف شرایط و زمینه های متفاوتی را برای بروز خلاقیت در نظر دارند به هرحال راه های عمده ای که می تواند محرک خلاقیت باشد، عبارتند از:
1 - فضای خلاق: یکی از راه های مهم ظهور نوآوری به وجود آوردن فضای محرک خلاقیت است. بدین معنی که مدیریت باید همیشه آماده شنیدن ایده های جدید از هرکس در سازمان باشد. در واقع سازمان باید در جستجوی این گونه فکرها باشد و تنها منتظر ارائه اندیشه جدید نماند. به کارگیری سیستم مدیریت استعداد (TALENT MANAGEMENT SYSTEM = TMS) ابزار موثری در سازمان به شمار می رود. مدیران با به کارگیری این ابزار می توانند مهارت های کارکنان مستعد را به طرز صحیحی گسترش دهند. ممکن است شما با افراد مستعد زیادی برخورد کنید که در سازمانی مشغول به کارند ولی نمی توانند نتایج قابل توجهی تولید کنند. این به خاطر فقدان سیستم مدیریت استعداد مناسب روی می دهد.
سیستم مدیریت استعداد چهار عنصر دارد:
- جذب استعدادها
- حفظ استعدادها
- اداره و مدیریت استعدادها
- کشف کردن استعدادها. 
2 - دادن وقت برای خلاقیت: موسسات برای این منظور می توانند دفتر مخصوصی را به هریک از کارکنانی که شایستگی لازم را دارند اختصاص دهند.
3 - برقراری سیستم پیشنهادها: یکی از روش های ترغیب خلاقیت برقراری سیستم دریافت پیشنهادها است بدین ترتیب روشی برای ارائه پیشنهادها فراهم می شود. 
4 - ایجاد واحد مخصوص خلاقیت: گاهی گروه خاصی از کارکنان برای نوآوری و خلاقیت استخدام می شوند و در بعضی از سازمان ها این گروه را واحد تحقیق و توسعه می نامند. این گونه واحدها وقتشان را صرف یافتن ایده های جدید برای ارائه خدمات یا ساختن محصول، فناوری می کنند و گاهی تحقیق محض انجام می دهند. این گونه تحقیقات برای پیشرفت دانش بدون تلاش برای یافتن کاربرد فوری آن صورت می گیرد. البته بعدها این اندیشه های محض می تواند جنبه کاربردی داشته باشد. ولی امروزه تحقیقات کاربردی بیشتر معمول و مورد توجه است. (رضائیان، 1373، ص 51-29) 
ویژگی های افراد خلاق و نوآور: افراد از نظر خلاقیت متفاوت اند. کسی که زندگی خلاق دارد، احساس توانمندی را در خود پرورش می دهد، با مهر و محبت ناکامی ها را می پذیرد و نیروهایش را در راه تحقق اهدافی که دارد بسیج می کند. 
ایام گران بهای عمر را به بطالت تباه نمی کند، خوب می داند که بیکاری و وقت گذرانی به فراغت پرداختن بیش از اندازه اسباب تکدر خاطر می شود.
انسان خلاق دلبسته مادیات نیست. اتومبیلهای گران قیمت و لباسهای فاخر و خانه های مجلل ممکن است خوب باشند، اما اصل نیستند.
انسان خلاق سعادت را در القاب و زندگی در محلات مشهور و خوش آب و هوا جستجو نمی کند.انسان خلاق از سرگرمی های انفعالی فاصله می گیرد. از انگاره های انفعالی حذر می کند و علاقه مند و بانشاط در جهت هدفهایش گام بر می دارد. به قدری محو زندگی است که فرصتی برای خودخواهی پیدا نمی کند و جان کلام آنکه، مشتاق و هدف گراست. احساس جوانی دائم دارد، احساسی که همه به آن نیاز دارند متاسفانه اغلب از آن محروم هستند. 
اگر چنین است زمان برنامه ریزی است، زمان ایجاد تصویر ذهنی سالمی است که اساس زندگی خلاق است، زمان شروع و شروع هرگز دیر نیست. (مالتز، ص 213-212) 
ویژگی سازمان های خلاق و نوآور سازمان ها و شرکت ها بر برهه ای از زمان که تحت عناوین مختلف از جمله عصر دانش، عصر فرا صنعتی، عصر جامعه اطلاعاتی، عصر سرعت و بالاخره عصر خلاقیت و نوآوری مطرح شده است. خود را در جهت مدیریت تغییرات شتابان و دگرگونی های ژرف جهانی آماده می سازند. به گونه ای که خلاقیت و نوآوری به عنوان اصلی اساسی از عوامل مهم بقای سازمان ها و شرکت های جوان پذیرفته شده است. بر اساس این استدلال، کشورهای پیشرفته بر آموزش خلاقیت تأکید بسیار کرده و در این راستا در انتخاب افراد خلاق، نوآور و آینده نگر، که رهیافت های بدیع و خلاق برای مسائل پیچیده ارائه کنند توجه خاص مبذول داشته اند. 
سازمان های خلاق خصوصیات ویژه ای را دارا هستند. مهم ترین ویژگی این سازمان ها انعطاف پذیری آنها در رویارویی با بحران هایی است که غالباً ناشی از رقابت های اقتصادی است. یکی از دلایل معرفی نظریه اقتضایی مدیریت، تاکید بر این موضوع دارد. سازمان های انعطاف پذیر با مسائل و تنگناها برخورد منطقی و محققانه داشته، در صورت نیاز به تغییر و تحول، پس از بررسی دقیق و عالمانه، آن را اعمال می کنند. ساختار خلاق، نمایانگر روابط واحدهای آن و نشان دهنده میزان انعطاف پذیری آن است. سازمان هایی که دارای ساختار غیرقابل انعطاف باشند، برای ایجاد همکاری و وحدت در دوران بحران، دچار آشفتگی می شوند. 
نگرش جدید دیگری تحت عنوان نگرش مدیریت بر مبنای انتظارات (MANAGEMENT BASE EXPECTED = MBE) مطرح شده که سعی در توسعه انتظارات والای انسانی دارد. این نگرش برتر و والاتر از سایر نگرش هاست، زیرا به جای تأکید بر عناصر عقلایی و عینی مدیریت، بر عنصر انسانی تکیه می کند، چون با این نگرش مدیر تشویق می شود تا امر هدایت و رهبری را براساس انتظارات انجام دهد. کلیه طرح های سازنده، اقدامات و عملیات از انتظارات سرچشمه می گیرند. (جئون باتن، 1981) 
نتیجه گیری: ایده های جدید، با اندیشیدن به دست می آید. که در آن ذهن به طور عمیق با یک مسئله درگیر می شود و به تجسم آن می پردازد و با حذف و یا ترکیب واقعیت های موجود، به روشن شدن فکر جدید کمک می کند. بینشی که بدین ترتیب حاصل می شود، قوه تصور را در یافتن فکرهای جدید تغذیه می کند. منشاء فکر جدید، قوه تصور و تخیل است نه قدرت منطقی بشر. سرنخ های مختلفی که به دست می آید، مورد ارزیابی قرار گرفته و به هم ربط داده می شود تا بهترین فکر به دست آید. 
افکار بشری با یکدیگر ارتباط دارند و بافت به هم پیوسته ای را تشکیل می دهند به همین دلیل قدرت تداعی در ایجاد و ظهور یک فکر جدید بسیار کارساز و موثر است. 
به طور کلی، وجود محیط خلاق از مهم ترین عوامل رشد خلاقیت است. در محیط نامطلوب برای پرورش خلاقیت از اندیشه های جدید و نو بیشتر انتقاد می شود و تمایلات دگرگونی و تغییر با مقاومت و ممانعت تقابل می کنند. 
یکی از روش های مهم متبلور کردن خلاقیت به وجود آوردن فضای محرک، مستعد و به طور کلی خلاق است، بدین گونه که مسئولان سازمان باید به طور مستمر آمادگی شنیدن اندیشه های بدیع و نوین را داشته باشند و نظرات جدید و ارائه راه های تازه را تقویت کنند. متاسفانه بسیاری از مدیران نمی توانند چنین جوی را در سازمان خود بپذیرند. آنها نمی توانند فرآیند مستمر تغییر، که لازمه خلاقیت هست، به صورت دائم تحمل کنند. 
با توجه به اینکه تأکید اصلی در این مقاله بر مولفه خلاقیت و نوآوری بوده است. در این راستا تلاش شده تا ضمن بیان خلاصه ای از اهمیت مسئله خلاقیت و نوآوری در توسعه، رشد و بقای سازمانها، مباحث مورد نظر مورد بررسی قرار گیرد.

منابع مورد استفاده:1 - شهرآرای، مهرناز - مدنی پور، رضا مقاله: سازمان خلاق و نوآور مجله دانش مدیریت، شماره ۳۳ و ۳۴، تابستان ۱۳۷۵ .
2 - فرنودیان، فرج الله، مقاله : محتوای درسی و پژوهش خلاقیت دانش آموزان، مجله رشد تکنولوژی آموزشی، شماره های ۵، ۶ و۷ ، سال ششم، سالهای ۶۹ و ۱۳۷۰ .
3 -  حسینی، سید حمید، مقاله : نوآوری در سازمانها: مفهوم، انواع و فرایندها» مجله علمی پژوهشی اقتصاد و مدیریت، شماره ۴۲، پاییز ۱۳۷۸ 
4 - رابینز، استیفن، مبانی رفتار سازمانی، ترجمه دکتر قاسم کبیری، مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی، چاپ اول، سال ۱۳۶۹، تهران .
5 - الوانی، سیدمهدی، مدیریت عمومی انتشارات نی، سال ۱۳۷۲، تهران. ۶ - آقایی فیشانی، تیمور، خلاقیت و نوآوری در انسانها و سازمانها انتشارات ترمه، چاپ اول، سال ۱۳۷۷ .
7 - رضائیان، علی، اصول مدیریت»، انتشارات سمت، سال ۱۳۷۳ .
8 - مالتز، ماكسول، روانشناسی خلاقیت، ترجمه مهدی قراچه داغی .
 9-DOUGLAS, NORTH. STRUCTURE AND ECONOMIC HISTORY NORTON AND COMPANY, 1984
 DAVIS, W. 1991, THE INNOVATORS, IN J. HENRY AND D. WALKER (EDS) MANAGING INNOVATION, SAGE PUBLICATIONS,LONDON, PP. 143-14
11-DALKY, N. THE DEPHIMEHTED: AN EXPERMENTAL STUDY OF GROUP OPINION. SENTAMONICA, CA. RAND CORPORATION
12- HOLT, K., 1993, PRODUCT. INNOVATION MANAGEMENT, THE UNIVERSITY PRESS, LONDON
13- JOE, BATTENS, POSSIBILITIES AND EXPECTATION. PUBLISHED IN ۱۹۸۱ BY THE ADDISIONWESLEY, P. COMPANY
14- KATZ, D. AND KAHN L. ۱۹۷۸, THE SOCIAL PSYCHOLOGY OF ORGANIZATIONS, WILEY, NEW YORK 
15 - KNIGHT, K.E.1967. A DESCRIPTIVE MODEL OF THE INTRA - FIRM INNOVATION PROCESS, THE JOURNAL OF BUSINESS, 40, PP: 478-496
16 -LARSON,T.J.1993, MIDDLE MANAGERS, CONTRIBUTION TO IMPLEMENTED INFORMATION TECHNOLOGY INNOVATION, JOURNAL OF MANAGEMENT INFORMATION SYSTEM, 10, PP.155-176
17- MOHR, L.B.1969, DETERMINATES OF INNOVATION IN ORGANIZATIONS, THE AMERICAN POLITICAL SCIENCE REVIEW, 63, PP.111-126
18 - ROSENFELD, R.AND SERVO, J.C.1990, FACILITATING INNOVATION IN LARGE ORGANIZATIONS, IN M.A. WEST AND J.L.FARR (EDS) INNOVATION AND CREATIVITY AT WORK: PSYCHOLOGICAL AND ORGANIZATION STRATEGIES, JOHN WILEY & SONS, WEST SUSSEN, PP. 251-264
19 - RICHARD L. DAPT ORGANIZATION THEORY, WEST PUBLISHING COMPANY, 1992
  •  قبلی
  • 1
  • ...
  • 1055
  • 1056
  • 1057(current)
  • 1058
  • 1059
  • ...
  • 1062
  • بعدی 
مهمان عزیز، خوش‌آمدید.
شما می‌توانید از طریق فرم ثبت‌نام در انجمن عضو شوید.
نام‌کاربری

رمز عبور


ورود
جستجو در انجمن‌ها

کاربران حاضر
ما 24 کاربر حاضر در انجمن دارید
0 کاربر عضو | 24 مهمان